تبليغاتX
فکر آزاد
 
فکر آزاد
 
 
مادر سادات زهراست ای بخیل تشنگی قدرت است این قال و قیل مهدی زهرا پناه میر ماست رنگ سبز مرهمی بر درد
 
دکتر زهرا رهنورد در جمع کثیر دانشجویان دانشگاه تبریز گفت: چرا دانشجو به دلیل اعلام نظر زندانی می‌شود؟ دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد.

زهرا رهنورد تاکید کرد: ستاره‌ها برای شب‌های زیبای آسمان خوب است نه برای دانشجو. تحریم شده ها، تبعیدی‌ها و محروم‌ها همه باید به دانشگاه برگردند و به تحصیل ادامه دهند و تحقیق و پژوهش در دانشگاه باید بدون سانسور انجام شود و نباید زبان دانشجو و استاد بریده شود.

وی در ادامه اظهار کرد: آنچه اهداف انقلاب اسلامی برای دانشگاه‌ها بود، استقلال دانشگاه، دانشجو و حفظ شخصیت استاد، دانشجو و کارکنان دانشگاه بود ولی چرا امروز این طور نیست؟ چرا دانشجو به دلیل اعلام نظر زندانی می‌شود؟ دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد.

رییس سابق دانشگاه الزهرا(س) در ادامه ی سخنان خود به مسائل مربوط به زنان اشاره کرد و با یادآوری این جمله از حضرت امام(ره) که فرمودند از دامن زن، مرد به معراج می‌ورد، تاکید کرد: رفع تبعیض و حمایت از زنان از اهداف دولت بعدی خواهد بود.

رهنورد با بیان اینکه تبعیض جنسیتی در هر زمینه از جمله در دانشگاه باید برداشته شود، اظهار کرد: حضور زنان در تصمیم‌گیری‌های کلان سه قوه باید در بالاترین سطح خود انجام شود.

وی خاطر نشان کرد: زن و مرد دو بال پروازند و هیچ بشریتی با یک بال شکسته نمی‌تواند پرواز کند. زن و مرد دو بال قوی برای پرواز هستند به خصوص در جمهوری اسلامی ایران.

زهرا رهنورد در ابتدای سخنان خود جملات کوتاهی را به زبان ترکی بیان کرد و با بیان اینکه آذربایجان وطن دوم من است، گفت:‌  زنده باد آذربایجان. 

زهرا رهنورد همچنين در جمع اعضاي ستاد هاي مردمي که وي را عروس آذر بايجان لقب دادند گفت : همه جاي ايران سراي من است ؛ چو ايران نباشد تن من مباد. سپس مهندس موسوي گفت رهنورد عروس آذربايجان است ومن داماد لرستان .
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط رضا   | 
 
نگرانی عمده امروز اصلاح‌طلبان از نشستن مردم در روز انتخابات در خانه‌های خود است، اتفاقی که در چند انتخابات گذشته موجب شد امروز اقلیت ادعای اکثریت بودن را بکند.


پایگاه یاری قسمت دوم گفت و گو با خاتمی را منتشر کرد که بدین شرح است: بزرگترین دغدغه امروز خاتمی نیز همین است، او که اینک مهمترین حامی میرحسین موسوی است با تاکید بر اینکه«تجربه نشان داده که نتیجه انتخابات از قبل قابل تعیین نیست»، به دفاع از میرحسین پرداخت، از نقش او در دولت اصلاحات سخن گفت و از سرنوشت «گروه فشار» در دولت میرحسین.

رئیس دولت اصلاحات بیست سال سکوت مهندس موسوی را قبول ندارد و معتقد است که او در تمامی این سال ها از عرصه کنار نکشیده بود اما سانسور شد، او همچنین انتقادپذیر نبودن مهندس موسوی را تهمت ناروایی می‌داند به نخست وزیر دوران دفاع مقدس می‌زنند و معتقد است،در همان دوران جنگ و ترور هم رابطه‌ای که با دانشگاه و تشکل‌ها بود امروز نیست.

خاتمی از «دشمن» هم گفت و به این مسئله اشاره کرد که «بعضی‌ها برای اینکه خودشان را توجیه کنند نیازمند دشمن هستند و بعضی‌ها اینقدر کوچک هستند که با همه به عنوان دشمن برخورد می‌کنند».

بخش اول مصاحبه یاری با سیدمحمد خاتمی که بیشتر به ناگفته‌های او اختصاص داشت منتشر شد و امروز بخش دوم این گفتگو با محوریت انتخابات و میرحسین موسوی منتشر می‌شود.

***********************


آقای خاتمی، سئوالی دارم که سئوال درصد زیادی از جامعه ماست و نگرانی شما نیز شاید از این سئوال ناشی شود و آن این است که چه دلیلی برای شرکت در انتخابات وجود دارد، بسیاری از تحریمی‌ها معتقد هستند که رای آنها تاثیری در انتخاب سرنوشت ندارد و سرنوشت از پیش تعیین شده است، به عنوان کسی که سابقه دوبار انتخاب شدن در انتخابات ریاست جمهوری را دارد چه دلایلی را می‌توانید برای قانع شدن این افراد به شرکت در انتخابات مطرح کنید؟

در این که در جامعه ما و با روندهایی که شکل گرفته است، یک علاقه، اشتیاق و اراده‌ای برای اینکه یک جریانات خاصی حاکم باشند و جریانات خاصی از عرصه بیرون بروند، وجود دارد تردیدی نیست. اما این به هیچ وجه بدان معنا نیست که آن خواست که به دنبال سازماندهی نیز هست بتواند به صد در صد خواست‌های خود برسد.

در این کشور الحمدالله هنوز انتخابات وجود دارد ، با وجود برخی رویه‌هایی که ما نمی‌پسندیم و نیز محدودیت‌هایی که در زمینه حضور مردم و ابراز علاقه مردم وکم کردن قدرت انتخاب بیشتر مردم وجود دارد، هنوز به لطف خداوند و به برکت انقلاب اسلامی اصل انتخابات کارساز هست و می‌تواند اگر واقعا مردم اراده کنند و بخواهند، خواست اکثریت را تامین بکند، منتهی شرط اینست که مردم بخواهند و بیایند.

این ذهنیت که از پیش مسایل مشخص شده است متاسفانه وجود دارد ولی به نظر من درست نیست و تجربه هم نشان داده که اینطور نیست. پیش از این نیز گفته شده یا توسط کسانی که با اسلام ،انقلاب و مردم سازگار نیستند به عنوان یک جنگ روانی دامن زده شده که رای دادن مردم اثر ندارد ولی عملا دیده‌ایم که اثر داشته است.

موارد متعددی این ذهنیت دیده شده است و آنچه که سبب شده است که این انگاره، ذهنیت و توهم رااز بین ببرد حضور مردم است. البته اگر مردم شرکت نکنند یعنی شرکت کمی داشته باشند، قطعا جریانی که سلایق خاص خودش را دارد تفکر غلطی که انشالله با سوءنیت نیز نیست معتقدند آنها بهتر و بیشتر مصالح اسلام و انقلاب را تشخیص می‌دهند و دیگران خودی نیستند و نباید بیایند، طبعا این جریان در غیبت مردم می‌تواند موفق بشود، برای اینکه مطمئنا این سلیقه و این جریان که یک اقلیت بسیار کوچکی در جامعه ماست تبدیل به اکثریت نشوند مردم باید در انتخابات حاضر شوند چرا که با نیامدن مردم آن اقلیت خود به خود بر اساس رای کسانی که شرکت می‌کنند تبدیل به اکثریت می‌شود، من بارها گفتم که این جریان یک سقف رای مشخص در جامعه دارد که اگر مردم بیایند و در انتخابات شرکت کنند آن اقلیت همان اقلیت می‌ماند و اکثریت خودش را نشان می‌دهد.

من تردیدی ندارم که اگر به جامعه رجوع بکنیم و واقع بینانه بنگریم، اکثریت مردم چیزی را می‌خواهند که اگر به عرصه بیایند آن چیز تحقق پیدا می‌کند. انتخابات همچنان مظهر تجلی حاکمیت مردم بر سرنوشت و مظهر اراده مردم و هم راهکار تحقق اراده مردم و حاکمیت مردم است و این دستاورد بزرگی است که ملت ما از صد سال پیش می‌خواسته و امروز در اثر انقلاب اسلامی به آن رسیده است و امروز ما نباید این را از دست بدهیم.

اگر مردم احساس می‌کنند که باید در جامعه تحولی ایجاد بشود، راه‌ها و روش‌های دیگری جز آنچه که هست باید حاکم بشود، از امکانات هرچه بهتر و بیشتر به نفع ملت استفاده بشود، دفاع از آن آرمان‌ها و خواست‌هایی که امام و انقلاب ما داشته است به درستی صورت بگیرد،و نه اینکه با کمال تاسف هم امکانات مادی در مسیر نادرستی مصرف بشود و هم ارزش‌ها مصادره بشود و هم به غلط به نام ارزش‌ها کار‌هایی انجام بگیرد برای ایجاد تحول فقط یک راه وجود دارد و آن حضور مردم در انتخابات است.

البته این را هم عرض کنم که اگر مردم توقع داشته باشند که با حضور خودشان و انشاءاله با موفقیتشان همه این مسایل یک شبه حل می‌شود شدنی نیست.

مهم اینست که مردم این سئوال را از خود بکنند که آیا راهی را که انقلاب ما خواسته، راهی که مردم ما خواستند، راهی که در مسیر عزت و سربلندی ملت ماست، آن راه در حال طی شدن هست یا خیر؛ اگر طی نمی‌شود، انتخابات برای این است که ما نظام را به همان راه درست برگردانیم و در این راه باید خیلی تلاش کنیم، جلو برویم و واقع بین باشیم و بدانیم که یک شبه نمی‌توان به قله رسید اما در در دامنه و در مسیر قله حرکت کنیم.

اگر مردم ما با این واقع‌بینی با مسائل روبرو شوند و برخلاف جنگ روانی یا نیت غلطی که وجود دارد که به هر حال اگر ما شرکت بکنیم یا نکینم نتیجه انتخابات از پیش معلوم است و تجربه هم نشان داده اینطور نیست، اگر این ذهنیت اصلاح بشود و مردم در عرصه حضور یابند، من تردیدی ندارم که مردم در مسیر حاکمیت بر سرنوشت خود و حرکت به سمت خواست‌های خود موفق خواهند بود.



بسیاری روشنفکران و جامعه شناسان معتقدند که مردم ایران، مردمی پایبند به اصلاحات هستند و اصلاحات در متن جامعه ایران است، آزادی بیان و اندیشه، جلوگیری از حاکم شدن تحجر و مانع شدن از آن که کشور به سمت آینده نامعلوم حرکت کند خواست و اراده مردم است، اما در این میان یک سؤال مرتب تکرار می‌شود و آن این است که با توجه به موانع بزرگ و جدی که اصلاح‌طلبان با آن در درون حاکمیت مواجه هستند، چه تضمینی وجود دارد که اصلاح‌طلبان و به طور مشخص اگر مهندس موسوی رای بیاورد دوباره آن مانع‌تراشی‌ها آغاز نشود و بتوان به سمت اهداف اصلاحات حرکت کرد؟

این بحث نیاز به مجال بیشتر و گسترده‌تری دارد که با تحلیل درستی مساله را مورد بررسی قرار بدهیم، اما یک مساله اصلاحات است و یک مساله اصلاح‌طلبان و اینکه اصلاح‌طلبان چگونه می‌توانند در عرصه حکومت کار بکنند و چه نقشی می‌توانند داشته باشند.

من بارها گفتم و الان نیز می‌گویم عمیق‌ترین، گسترده‌ترین و پایدارترین حرکت در طول یکصد سال گذشته اصلاحاتی است که از یک طرف به مبنای هویت تاریخی جامعه ما یعنی دین و فرهنگ و معیارها و ارزش‌هایی که جامعه ما به آن پایبند است و از سوی دیگر احساس می‌کند که در زمانی متفاوت از زمان گذشته قرار دارد و می‌خواهد به روز باشد و موقعیت خودش را در دنیای امروز ممتاز و خوب ببیند، که اصلاحات در این زمینه حرکت کرده و می‌کند و در کنار آنها جریانات دیگری هم بودند که مقاومت کردند و لی اصلاحات حرکت پایدار و ماندگاری است و هرکس با آن هماهنگ باشد ماندنی است و هرکس هماهنگ نباشد ممکن است چند صباحی در عرصه حضور داشته باشد ولی بعد از مدتی کنار زده می‌شود.

البته اگر حاکمیت جامعه و نهاد‌های رسمی مدیریت جامعه همسو و همگام با این حرکت اصلاحات باشند، حرکت اصلاحات ارزان‌تر و آسان‌تر به اهداف خودش می‌رسد. اگر اینگونه نباشد و مانع‌تراشی کنند هزینه اصلاحات زیادتر می‌شود و راه دورتر؛ اما بدین معنا نیست که اصلاحات از بین برود، این در مورد اصلاحات.

اما در مورد اصلاح طلبان، همه ما می‌دانیم که اصلاح‌طلبان به چارچوب و اصول معتقد هستند و واقعا در مسیر منافع و مصالح ملت و سربلندی کشور، پیشرفت کشور و برخورداری مردم از امکاناتی که شایسته آن در جامعه هستند، استفاده درست از امکانات مادی و معنوی برای اعتلای کشور و پیشرفت جامعه و رسیدن به آرمان‌های بلند حرکت کرده و می‌کنند وطبعا اصلاح‌طلبان اگر به عرصه حکومت بیایند در جهت تسهیل این حرکت و رسیدن به اهداف آن تلاش می‌کنند.

منتهی باید بدانیم که حاکمیت بخش‌های مختلفی دارد،الان صحبت ما در این رابطه است که رئیس‌جمهور را انتخاب کنیم و در واقع دیرک خیمه قوه مجریه را نصب کنیم و درکنار آن خیمه قوه مجریه زده شود. یعنی در واقع با انتخاب رئیس جمهور نقش مهمی را در تاسیس و برقرار کردن یکی از سه قوه مهم کشور ایفا کرده و می‌کنیم. باید بدانیم که هم رئیس جمهور و هم قوه مجریه محدودیت‌هایی قانونی دارند یعنی حدودی وجود دارد که از آن نمی توانند تجاوز کنند بدان معنا که بخشی از امکانات کشور در اختیار اوست، از این گذشته روند‌ها و روال‌هایی وجود دارد که مانع از استفاده از همه امکانات در اختیار می‌شود و حتی ممکن است جریانات دیگری که به هر حال امکاناتی دارند، یا امکانات رسمی مشروع یا امکاناتی که در اختیار آنها قرار گرفته و مسئولیتی هم ندارند می‌توانند تاثیرگذار باشد و حتی ممکن است کارشکنی‌ها و موانعی نیز ایجاد کنند؛ یعنی هم اختیارات و امکانات قوه مجریه محدود است هم اینکه در مقابل این امکانات محدود نیز موانع و کارشکنی‌هایی ممکن است صورت بگیرد.

بنابراین توقع ما باید در همان حد باشد، حال اگر جریان در انتخابات چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری به‌گونه‌ای باشد که کسانی بیایند که به آن اصول و چارچوب‌ها و به آن روند تاریخی اصلاحات پایبند هستند، ما معتقدیم این وضعیت و شرایط بهتر از این است که یکسره همه امکانات قوا و دستگاه‌های مختلف در مقابل حرکت اصلاحات قرار بگیرد و هزینه اصلاحات بیشتر بشود و پیشرفت به سوی اهداف اصلاحات کندتر شود.

یقینا ما اگر واقع‌بین باشیم اگر در قوه مجریه کسانی باشند که به اصول و چارچوب‌های اصلاحات و بالاتر از آن آرمان‌های انقلاب، خواست‌های ملت و آنچه که ما آنها را ارزشهای اصیل اسلامی و انقلابی و ملی می‌دانیم، پایبند باشند، حتما هزینه اصلاحات و حرکت تاریخی اصلاحات را کمتر می‌کند و ما معتقدیم در میان دوستان عزیزی که الان در عرصه هستند کسانی هستند که این خصوصیات را دارند و به خصوص شما رجوع کنید به منشوری که جناب آقای مهندس موسوی و مواضع و شعارهایی ایشان که آدم احساس می‌کند این شعارها پشتوانه تدبیری و فکری مناسبی دارد و واقعا پایبندی جدی به آنها وجود دارد اما در طرف مقابل گاهی ممکن است شعارهایی با حسن نیت هم داده شود اما خیلی پشتوانه نداشته باشد.

من معتقدم آنچه جناب آقای مهندس موسوی می‌خواهد سربلندی کشور، پیشرفت جامعه و وفاداری به اصول اصلی اصلاحات است. البته این مساله را باید مشخص کنیم که یک عده‌ای با ادعا اصول را در انحصار خودشان دانسته‌اند و در واقع سلیقه‌ها و روش‌های خودشان را عین اصول دانسته‌اند و معتقدند هر کس به این ارزش‌ها و اصول پایبند نیست ضد اصول است و سعی می‌کنند او را از عرصه خارج بکنند که این خودش جفای به اصول است و طرفداری از اصول نیست.

اصول مشخص است و ماباید معین بکنیم. البته همه دینداریم و اصول دینی را قبول داریم، معیارها را قبول داریم، ولی در عرصه حیات اجتماعی ما چه چیزی می‌خواهیم، حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان را می‌خواهیم، آزادی آنها را می‌خواهیم، مسؤلیت حکومت در مقابل مردم را می‌خواهیم، امکان بهره‌گیری جامعه از امکانات موجود برای پیشرفت و توسعه کشور را می‌خواهیم، مگر انقلاب برای این‌ها نیامد، این‌ها خودش اصول است.



دفاع از جمهوریت نظام یکی از محوری‌ترین اصولی است که وجود دارد، چرا که به هر حال امام و این انقلاب جمهوری اسلامی را مطرح کردند و ما نمی‌توانیم به نام اسلام جمهوریت رو نابود کنیم. همچنان که ما جمهوریتی را می‌خواهیم که سازگار با معیار‌های اسلامی باشد. اگر این‌ها اصول است ما اصولگرای جدی هستیم و واقعا هم دلمان می‌خواهد که این اصول مستقر شود ولی اگر بعضی سلیقه‌ها و روش‌هایی باشد که حتی معتقدیم سازگار با آن اصول و معیار‌ها نیست، آن را ما اصلا اصول نمی‌دانیم که حالا یک عده‌ای هم با حسن نیت ممکن است بیایند و بگویند که اصول فقط این است و کسی که این را قبول نداشته باشد اصول‌گرا نیست.

به هر حال معتقدم کسی که پایبند به منافع ملی، ارزش‌های اصیل انقلاب و چارچوب‌های قانون اساسی که متعلق و برآمده از مردم است باشد به عرصه بیاید با وجود امکانات کمی که دارد، با وجود موانع موجود، بالاخره گام‌های ملت را به سوی اهداف اصلاح‌طلبانه‌ای که دارد استوار‌تر و سریعتر خواهد کرد و همین در مسایل اجتماعی و به خصوص اصلاحات تدریجی امر مهمی است و ما نباید به خاطر این امکانات اندک، میدان را به دست کسانی واگذار کنیم که معتقدیم راه و روش آنها در مسیر اهداف اصلی انقلاب و آرمان‌ها نیست و مصالح کشور را و ملت را آنچنان که باید و شاید تامین نمی‌کنند.

آقای خاتمی شما اخیرا اعلام کردید که پیروزی مهندس میرحسین موسوی قطعا پیروزی شماست دلیل طرح این سخن چیست؟ آیا واقعا موسوی می‌تواند فضا و بستر را برای ادامه راه اصلاحات باز کند؟

آقای مهندس موسوی شخصیتی محکم، استوار، دین باور و مردم خواه و روشن بین دارند. از سرمایه‌های انقلاب و دارای تجربه مدیریت در دورانهای سخت بوده اند. منشوری نیز که انتشار داده‌اند واقعا حاکی از باور ایشان است و بسیار مناسب است.

البته اینها به معنی نفی شخصیت ممتاز و با سابقه جناب آقای کروبی نیست ولی در انتخابات باید واقع بین هم بود به هر حال پیروزی اصلاح طلبان و به خصوص جناب آقای موسوی را موفقیت برای ملت ایران و سبب ساز تغییر مناسب می‌دانم.

در هفته‌های اخیر تبلیغاتی شروع کردند که آقای میرحسین موسوی در زمانی که نخست وزیر بودند اجازه نمی‌داد هیچ کس انتقادی مطرحی کند، بسیار انسداد طلب بود و فضای رسانه‌ای بسیار بسته بود، شما به عنوان وزیر فرهنگ و ارشادمهندس موسوی چه پاسخی به این مباحث دارید؟

ما در یک دوره خیلی سخت جنگ تحمیلی که از هر طرف به ما فشار آورده بود تحرکات ضد انقلاب که به صورت ترور و توطئه‌های مختلف وجود داشت به سر می‌بردیم، شما ببینید اگر این وضعیت در انگلستان و آمریکا هم پیش بیاید چه محدودیت‌هایی اعمال می‌شود و مقایسه بکنید محدودیت‌هایی که در آن دوره در نظام جمهوری اسلامی ایران شد با آن محدودیت‌هایی که با شرایط همسان در کشورهای اروپایی اعمال می‌شد و یا حتی پس از یازدهم سپتامبر در آمریکا ایجاد شد خیلی خفیف‌تر بود، البته محدودیت را نمی‌شود به حساب دولت آقای موسوی بگذاریم ولی بنده معتقدم در همان دوران جنگ و ترورها رابطه‌ای که با دانشگاه بود با مطبوعات بود که البته تعداد مطبوعات کمتر از امروز بود، با تشکل‌ها بود اصلا قابل مقایسه با آنچه که امروز هست نیست.

شما دانشجویان ستاره‌دار را ببینید، کسانی که به خاطر ابراز نظراتشان دستگیر می‌شوند و یا از تحصیل محروم می‌شوند البته من نمی‌خواهم بگویم همه اینها بی‌گناه هستند بلکه نحوه برخورد مد نظرم هست، یا نمونه کار را ببینید یک روزنامه‌ای که مدتها توقیف شده و در دادگاه آن را تبرئه کردند یک روز می‌آید بیرون و دفعتا شب بعد جلوی انتشار آن را می‌گیرند کدام یک از این رفتارها را در زمان مهندس موسوی می‌بینید در عین‌حالی که در زمان جنگ و ترور بودیم و ثباتی که امروز وجود دارد نبود.

همین منشوری که آقای مهندس موسوی در مورد حقوق شهروندی دادند را ببینید همانی است که الان هست آن روز هم بود البته امروز به تناسب زمان شاید کمی بازتر و بهتر باشد ولی آقای مهندس موسوی طرفدار آزادی فکر و طرفدار حرمت دیگران هست و این تهمت ناروایی هست که به ایشان می‌زنند.



آقای موسوی فردا رئیس جمهور می‌شود فکر می‌کنید گروههای فشار فردا در مقابل مهندس موسوی چه واکنشی نشان می دهند و چه نگرانی‌هایی دارند که شاید در زمان شما این نگرانی‌ها نبود؟

من نمی‌دانم چه نگرانی‌هایی دارند که در زمان من بود یا نبود، من معتقدم جریانی وجود دارد که او را جریان بدی نمی‌دانم و خدایی ناکرده نمی‌خواهم متهمش بکنم که جریان منحرفی است ولی دیدگاه بسته‌ای است و تعریفش در برابر انقلاب و ارزشها و منافع ملی بسیار تنگ است و همه چیز را که خارج از آن می‌داند و وظیفه خود می‌داند هر چیزی که مطابق این سلیقه نیست با آن برخورد کند، اگر در حکومت هست طبعا با اعمال ابزارهای حکومتی با این مسئله برخورد می‌کند اگر در حکومت نیست با اعمال روشهایی که بعضی از گروهها دارند که اختیارات و امکانات فراوانی دارند ولی هیچ مسئولیتی ندارند و اعمال روش می‌کنند.

من معتقدم بخشی از اینها در مقابل مهندس موسوی هم چون ایشان را نمی‌پسندند چنین کاری را خواهند کرد اما خوشبختانه مردم ما بیدارتر و روشن‌تر از اینها هستند و یقینا مطمئن باشید که از این طرف حتما فشارهایی خواهد بود و از آن طرف تجربه هشت ساله اصلاح‌طلبی را داریم و قطعا دولت هم با ایستادگی خود، قویتر و محکمتر با این مسائل می‌تواند برخورد و ایستادگی بکند.

بخصوص اگر ما مسائلی که پیش می‌آمد خیلی صریح و بی رودربایستی می‌آمدیم با مردم مطرح می‌کردیم ولو اینکه امکاناتی نداشتیم شاید جلوی خیلی چیزها گرفته می‌شد و یکی از نقدهایی است که به خودم دارم که روی ملاحظه‌کاری یا تدبیر یا عاقبت اندیشی یا به امید اینکه در جامعه تشنج‌ها کمتر بشود این چیزها را نگفتیم شاید مهندس موسوی بتواند با افکار عمومی بسیاری از مسائلی را که ما نتوانستیم حل بکنیم حل بکنند.

یک سئوالی که گاه پرسیده می‌شود و بعد از حادثه تاسف‌انگیزی که در دانشگاه آزاد نجف‌آباد بوجود آمد آقای کروبی هم به نوعی به آن اشاره کردند این بود که آقای موسوی در بیست سال پیش کجا بودند؟ بودند یا صدا و سیما با اینکه ایشان در برخی مجامع بودند فیلتر شد؟

اولا آن حادثه‌ای که در نجف‌آباد پیش آمده را تقبیح می‌کنم، کم تجربگی و عدم سعه صدر افرادی بود که خیال می‌کردند این‌کارها به نفع یکی و به زیان دیگری است این کار بسیار بدی بود و به هر حال بهره آن را کسانی می‌برند که نه آقای کروبی را می‌خواهند و نه آقای موسوی را ؛ این آب به آسیاب دشمن ریختن است و اگر کمی هم بدبین باشیم می‌توانیم بگوئیم که اصلا آن حوادث را مخالفان ما به وجود آوردند و باید واقعا هم از جناب آقای کروبی عذرخواهی کرد هم دوستان دیگر سعی کنند که این مسائل به این صورت پیش نیاید.

اما اینکه مهندس موسوی کجا جدا بوده؟ بله داوطلب پذیرش مسئولیت رسمی در این کشور نبوده‌اند همچنان که بنده نمی‌خواستم بیایم و مجبور شدم که بیایم و الحمدالله وقتی آقای موسوی جدا آمدند بنده گفتم نمی‌آیم، آیا این بدان معناست که از بنده از عرصه جدا هستم؟ همین صحبتی که الان دارم با شما می‌کنم خودش دلیل این است که از عرصه جدا نیستم، البته مهندس موسوی شخصیتشان به گونه‌ای است که نمی‌خواهند خودشان را نشان دهند اما در کجا ایشان جدا بوده؟ در تمام این مدت در جاهای حساس حضور داشته‌اند و مسئولیتهایی داشته‌اند؛در دوره هشت‌ساله ایشان با بزرگواری هر چند مسئولیت رسمی نپذیرفتند مشاورت بنده را پذیرفتند و نیز در شورای عالی انقلاب فرهنگی در مجمع تشخیص مصحلت نظام که از جاهای حساس نظام است و حتی به پیشنهاد خودشان گفتند که من می‌خواهم در شورای عالی امنیت ملی حضور داشته باشم و خدمت رهبری هم عرض کردم و ایشان به عنوان مشاور بنده حضور پیدا می‌کردند.

ایشان در همه عرصه‌ها بوده‌اند و هرجایی هم که حضور داشتند ایشان مورد سانسور قرار می‌گرفتند، یعنی تصویر ایشان را نشان نمی‌دادند؛ نشان ندادن غیر از این است که در عرصه نباشد، آقای مهندس موسوی در این سالها داوطلب پذیرش یک مسئولیت رسمی و عنوان‌دار نبوده‌اند و مسئله‌ای هم که می‌گویند این است که ایشان بیست سال احساس خطر نمی‌کردند و امروز احساس خطر کرده‌اند، اتفاقا این را باید بپرسیم که چه حادثه‌ای رخ داده است که مهندس موسوی که هیج رغبتی برای مقام و پست نداردند امروز احساس خطر کرده اند و به صحنه آمده اند و ما هم استقبال می‌کنیم که از این سرمایه استفاده درستی بکنیم.



به چند نمونه از مشورت‌های ایشان می‌توانید اشاره کنید؟

فراوان بود، اولا ما جلسات متعددی داشتیم که تعدادی از دوستان هفته‌ای یک دفعه، پانزده روز یک دفعه و حداکثر یک ماه یک دفعه تشکیل می‌شد که آقای مهندس موسوی یکی از اعضای ثابت آن جلسات بودند، به علاوه دیدارهای تقریبا هفتگی یا کمی این‌ور و آن‌ورتر به علاوه یادداشت‌هایی که ایشان همیشه می‌دادند.

موارد متعددی بود بخصوص در زمینه مسائل هسته‌ای ایشان یکی از مشاوران برجسته ما بود و در آن شورای عالی که تصویب کرده بودیم که مسائل هسته‌ای را زیر نظر داشته باشد آقای مهندس موسوی عضو آن شورا بود و خیلی جاهای دیگر در عرصه‌های سیاسی اجتماعی هر چه به نظرشان می‌آمد می گفتند و گاهی من از ایشان تقاضا می‌کردم در موردی فکر بکنند و به من مشورت بدهند.

آقای خاتمی، واژه‌ای داریم که از اول انقلاب تا الان بسیار استفاده شده و آن عبارت «دشمن» است، آقای موسوی هم اگر فردا رئیس جمهور شود دوباره با این دشمن مواجه است این دشمن از اول انقلاب تا الان تعبیرش همان است؟ یعنی دشمنی هست که قبل از انقلاب دشمن بود هنوز همان است؟ اسلحه به دست نشسته و منتظر است که هر لحظه به ما حمله کند؟ آیا تعبی دشمن تفاوت نکرده است؟

در گفتگوی تمدنها که صحبت می‌کنیم می‌گوئیم دیالوگ تفاوتش با مونولوگ این است که در مونولوگ فقط "من" حضور دارم در دیالوگ "من" و "دیگری" داریم و می دانیم که جامعه نیز بدون من و دیگری تحقق پیدا نمی‌کند، هم در جنگ هم در دیالوگ هم در تفاهم و هم در صلح "من" و "دیگری" وجود دارد ولی دیگری که در جنگ وجود دارد دشمن است، دیگری که در دیالوگ وجود دارد یک همتا و همپای ماست که باید در کنار هم قرار بگیریم البته دشمن وجود دارد و تردیدی در آن نیست صحبت سر این است که این "منی" که می‌خواهد حضور داشته باشد چه تعبیر و تعریفی دارد؟در جامعه اختلاف‌نظرها و سلیقه‌ها وجود دارد ولی گاه اینقدر این "من" دایره اش تنگ می شود که هر کس سلیقه ها و عادت ها و توهم های من مخالف است دیگری و آن دیگری هم می‌شود دشمن و متاسفانه گاهی در جامعه ما گاه پیش می آید کسانی که مومن و متدین و پایبند به خط امام هستند و به انقلاب و ارزش‌ها هستند دشمن تلقی می‌شوند و با او برخورد دشمن می‌شوند در همین ردصلاحیت‌هایی که وجود دارد چقدر از نیروهای جبهه رفته مومن، متدین و معتقد به آخرت و خدا به عنوان مخالفان جمهوری اسلامی و یا عدم پایبندی به اسلام ردصلاحیت شدند.

این دیدگاه مشکل‌زاست از طرف دیگر همه چیز را دشمن دیدن و همه کس را دشمن دیدن نشانه ضعفی است که در طرف وجود دارد والا همه جا مخالفت‌هایی وجود دارد مگر اینجا من و شما عین همدیگر فکر می‌کنیم؟ اگر ضعیف باشم موضع دفاعی من این است که شما باید بروید کنار چون نمی‌توانم تحملتان بکنم ولی اگر با سعه صدر باشم هم می‌توانم مشترکاتم را با شما پیدا کند هم می‌توانیم تفاهم کنیم و به راه مشترک برویم و حتی اختلافاتمان را رفع کنیم.

بله دشمن همیشه وجود دارد اما بعضی‌ها اینقدر خودشان کوچک هستند و دایره‌شان کوچک است که همه چیز را دشمن می‌دانند و با همه چیز به عنوان دشمن برخورد می‌کنند و این است که مسئله امنیت در جامعه شکننده می‌شود و حتی بعضی‌ها برای اینکه خودشان را توجیه کنند نیازمند دشمن هستند، اگر دشمن حقیقی هست آن را می‌چسبند و آن را بزرگتر نشان می‌دهند و اگر کافی نباشد دشمن تراشی می‌کنند و کارهای خودشان را توجیه می‌کنند متاسفانه این خودی و غیرخودی که البته به یک معنا درست است ولی تعبیر و نتایجی که به دنبال دارد گاهی بسیار تاسف‌آور وحشتناک است
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط رضا   | 
نماینده حامی احمدی نژاد:مي توان بوي نفت را بر سر سفره هاي مردم استشمام کرد! 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در مراسم افتتاح باند شمالي آزادراه تهران - پرديس، گفت: پول نفت هم اکنون بر سر سفره مردم آمده است.
به گزارش ايرنا، "لاله افتخاري" روز سه شنبه در اين مراسم که با حضور وزير راه و ترابري و استاندار تهران و جمعي ديگر از مسئولان برگزار شد، افزود: احداث اين بزرگراه مشکلات بسياري از مردم تهران و منطقه را برطرف مي کند لذا اينگونه مي توان بوي نفت را بر سر سفره هاي مردم استشمام کرد.

احمدی‌نژاد: پاسخ ندادن بوش به من خودش یک جواب بود! 

بر اساس این گزارش در کنفرانس خبری روز دوشنبه احمدی‌نژاد با خبرنگاران رسانه‌های خارجی، خبرنگار فاینشنیال‌تایمز به احمدی‌نژاد گفت: «شما دو بار به آقای بوش نامه نوشتید، ولی آقای بوش جوابتان را نداد، یک بار به آقای اوباما پیام دادید، ولی ایشان نیز جواب پیام شما را نداد. منتقدان و کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران معتقدند شما با این اقدامات باعث شدید سطح ایران در عرصه‌ جهانی کاهش پیدا کند و آقای موسوی نیز گفته است کشور ما به سطح سومالی رسیده و تنزل پیدا کرده است».
احمدی‌نژاد در پاسخ گفت: «جایگاه ایران در دنیا مشخص است. کسانی که تا سه سال پیش خواهان نابودی ایران بودند و می‌گفتند باید ایران از صحنه‌ جغرافیا حذف شود، اکنون برای رابطه با ایران با یکدیگر مسابقه گذاشته‌اند».
وی افزود: «دیپلماسی در دنیا یک کار علمی است، نه بر اساس احساس، پاسخ‌ ندادن آقای بوش یک جواب بود و جهانیان در این ارتباط قضاوت کردند که منطق کجاست و ده‌ها تن از دوستان آقای بوش وی را مورد مواخذه قرار دادند که چرا پاسخ ندادی».

قیچی‏زنی پروژ‏ه‏های عمرانی هنر دولت نهم در ورزش! 

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، با شدت گرفتن فعالیت‏های انتخاباتی، رسانه‏های حامی دولت و مسئولان ارشد دولتی در اظهارنظرهایشان پیرامون امر ورزش، با توجه شکست‏های پیاپی در بازیهای المپیک و همچنین نتایج ضعیف در رقابت‏های مقدماتی جام جهانی، محوریت را فعالیت‏های عمرانی سازمان ورزش در دولت نهم قرار دادند و از آمارهایی سخن به میان آوردند که ارائه برخی از آنها، در نوع خود بی‏سابقه بود.
در آخرین اظهار نظر از این دست، داوودی معاون اول رئیس جمهور در مراسم افتتاح بزرگ‌ترین سالن سرپوشیده دو و میدانی کشور، با تشکر از عملکرد سازمان تربیت بدنی در توسعه فضاهای ورزشی، عنوان نمود: در 4 سال گذشته سالانه 667 مکان ورزشی در کشور افتتاح شد که این تعداد نیز نسبت به افتتاح سالانه مکانهای ورزشی در 4 سال ماقبل 4/5 برابر شده است.
این اظهارنظر با عکس‏العمل‏های فراوانی همراه شد، چرا که حتی در این بخش از عملکرد ورزش دولت نهم نیز اماو اگرهای فراوانی وجود داشته است. در بخش آماری باید جویا شد که این رشد 4/5 برابری در تعداد بوده یا بر اساس حجم و وسعت پروژه‏ها بوده است؟ اگر مبنای ارائه چنین آماری تعداد پروژ‏ه‏ها بوده که اساساً مبنای آمار اشتباه بوده است، چرا که در این روش احداث یک مجموعه ورزشی بزرگ با یک مجموعه ورزشی کوچک، تنها یک عدد محسوب می‏شود.

اسباب‌کشی منطقه آزاد شبکه3 به‌ قم! 

به گزارش آینده نیوز بعد از اينكه دوربين برنامه منطقه آزاد از دانشگاه علم و صنعت بيرون انداخته شد و سانسورهای عجیب و غریب آن در کنار اعتراضات گسترده قشر دانشجو، سازندگان آن را خسته کرده، صداوسيما نااميد از دانشجويان به حوزه علميه پناه برده تا شايد راحت تر بتواند خواسته هاي طرفدارن دولت را از زبان گروهی از حوزويان به خورد مردم دهد.
اما جالب آن که عوامل اين برنامه امروز در مدرسه معصوميه قم حضور یافته و به ضبط اين برنامه پرداختند. جالب آن که مشهور است این مدرسه تندروترين طلاب را دارد.

لباس‌شخصی‌های مسلح فیلمبردار موسوی را ربودند! 

مستند ساز سایت کلمه از ربایش خود و و تنی چند از خبرنگاران و عکاسان ستادمیرحسین موسوی و ضبط فیلمهای حاشیه سخنرانی موسوی در تبریز توسط لباس‌شخصی‌های مسلح خبر داد.
امین آزاد در گفت و گو با آینده گفت: در حالی که مشغول کار بودیم، چند نفر از اعضای گروه فشار به ما حمله‌ور شدند و به صورت ما گاز فلفل پاشیدند و ما را به زور سوار خودرو کردند.
وی مدعی شد این دو نفربا وجود داشتن لباس شخصی، اما اسلحه زیر کت داشتند و بی سیم هم حمل می کردند و در بدو ورود اسپری گاز فلفل در چشم های ماخالی کردند و بعد دوربین های من که حاوی فیلم سخنرانی بود را گرفتند.
مستند ساز سایت کلمه که در سفرهای میرحسین موسوی وی را همراهی می کند، ادامه داد: از ما کارت شناسایی خواستند که بعد از نشان دادن آن، ما را همراه خودشان به یک کوچه خلوت بردند، در آنجا حدود 12 نفر دیگر هم که سوار چند موتور بزرگ از جمله موتور هزار بودند، به جمع آنان اضافه شدند و به شدت ما را کتک زدند.
این خبرنگار که از ناحیه سر و دنده ها به شدت آسیب دیده و آثار کبودی در چهره وی مشخص است، افزود: بعد از اینکه به شدت ما را کتک زدند، سوار ماشینمان کردند و فیلم‌های دوربین ما را درآورند، در نقطه ای ناشناس از شهر، رهایمان کردند.
گفتنی است این گروه در حال تهیه تصویر و گزارش از حواشی خروج مردم از وزرشگاه تختی تبریز بعد از اتمام سخنرانی میرحسین بودند. اما مشخص نیست کدام صحنه ها از اقبال مردم آذربایجان به موسوی در این فیلمها بوده که افراد مذکور را اینچنین عصبانی کرده است.


ناشي گري روزنامه ايران و گاف بزرگ كيهان 

دو روزنامه ايران و كيهان كه به دليل بهره مندي از بيت المال و به استناد قانون تبليغات رياست جمهوري از انجام هرگونه فعاليت تبليغاتي له يا عليه نامزدهاي رياست جمهوري منع شده اند به تريبوني براي تبليغ يك كانديداي خاص تبديل شده اند.
روزنامه دولتي ايران مورخ ٥ خرداد در صفحه نخست هيچ اشاره اي به ديدار مقام معظم رهبري با روساي جمهور پاكستان و افغانستان نكرده است درحاليكه در همين صفحه تيتر و خبر «ديدارهاي جداگانه احمدي نژاد با روساي جمهور افغانستان و پاكستان» به چشم مي خورد و تمام صفحه پر از تيترهائي در حمايت از احمدي نژاد و عليه دو تن از كانديداهاي رقيب است.
همچنين روزنامه كيهان در صفحه نخست خود تيتر زده است: «صدآفرينِ وزارت خارجه اسرائيل براي رئيس ستاد مهندس موسوي» جالب است كه اين تيتر تنها برداشت روزنامه كيهان از خبري است كه آن خبر هم صرف نظر از صحت و سقمش اصلا مربوط به رئيس ستاد مهندس موسوي نيست و مي تواند مصداق بارزي از فريب افكار عمومي تلقي شود. در همين صفحه خبر حمايت آيت الله مهدوي كني از احمدي نژاد به چشم مي خورد.خاطرنشان مي كند ماده ٦٨ قانون تبليغات رياست جمهوري تصريح دارد: «انجام هرگونه فعاليت تبليغاتي از تاريخ اعلام رسمي اسامي نامزدها له يا عليه نامزدهاي رياست جمهوري از ميز خطابه نماز جمعه و يا هر وسيله ديگري كه جنبه رسمي و دولتي دارد ممنوع بوده و مرتكب، مجرم شناخته مي‏شود.«

تراول های ٥٠٠٠٠ تومانی احمدی نژاد، اين بار به دانشجویان چوکا 

به گزارش «جمهوریت» دانشجویان دانشگاه چوکای گیلان از ديروز به معاونت امور دانشجویی دانشگاه فراخوانده شدند تا هرکدام یک تراول ٥٠٠٠٠ تومانی از رییس جمهور هدیه بگیرند. بر اساس این گزارش خرید رای به این طریق تاکنون در ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی سابقه نداشته و این در حالی است که شورای نگهبان سکوت محض اختیار کرده است. گفته مي شود احمدي نژاد حدود پنج هزار ميليارد تومان معادل پنج ميليارد دلار را براي توزيع در شب انتخابات كنار گذاشته كه ظاهرا اين رقم بخشي از ٣٠٠ ميليارد دلار درامد نقتي است كه اينك در شب انتخابات و به صورت علني بين مردم پخش مي شود.

اعتراض کیهان به روزنامه میرحسین به خاطر چاپ عکس امام و رهبر معظم انقلاب!! 

کیهان مي نویسد:استفاده فصلی و ابزاری از مقدسات مجدداً از سوی افراطیون مدعی اصلاح طلبی شدت گرفته است. این طیف در تبلیغاتی انتخاباتی سال 76 ضمن چاپ عکس های مشترک حضرت امام خمینی، حضرت آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام خاتمی، این شعار را درج کرده بودند «سلام بر سه سید فاطمی- خمینی و خامنه ای، خاتمی». سوء استفاده از سیادت خاتمی در حالی بود که بعدها همان افراطیون بدترین اهانت ها را به آقای خاتمی روا داشتند و او را شاه سلطان حسین، اردک لنگ، گوشه نشین کتابخانه ملی، تدارکاتچی نظام، بی اراده و ... نامیدند.
اکنون همین طیف شیوه مشابهی را در پیش گرفته اند و برای مثال روزنامه اندیشه نو، تصویری از امام و رهبری و آقایان موسوی و خاتمی چاپ کرده که بر بالای آن، عبارت شریف «سلام علی آل یاسین» نقش بسته است. اما در بالای همان صفحه (صفحه اول) تصویر سعید حجاریان نیمی از بالای صفحه را اشغال کرده که از نامزدی موسوی حمایت می کند. این در حالی است که حجاریان پیش از این تصریح کرده بود «گروه خونی ما با خاتمی متفاوت بود.مجمع روحانیون بدترین زیاد دارد. خاتمی آخرین میخ را بر تابوت اصلاح طلبی زد». وی هم چنین مدیر مسئول روزنامه صبح امروز بود که با همکاری عناصری چون گنجی ائمه معصومین و پیامبر اعظم (ص) را متهم به خشونت طلبی کردند و مدعی شدند اگر حسین در کربلا کشته شد، به خاطر خشونت های پدر و جدش بود!
افراطیون از ستاد موسوی خواسته اند از شال سبز سیدی هم برای جلب نظر مردم متدین استفاده کنند و حال آن که در سایر فصل ها- غیر از انتخابات- هجمه به دین را جزو پزها و لوازم تشخص روشنفکری تلقی می کنند.

گفتن حرف هاي مگو 

روزنامه اعتماد می نویسد: جماعت ايراني گهگداري در صحبت هاي درگوشي يا در جمع هاي خانواد گي به زبان آورده مي شود يا در برخي بزنگاه هاي خاص در ستون هاي تلفني به چاپ مي رسد که از جمله قديمي ترين آن الو سلام روزنامه تاثيرگذار سلام بود که اکنون در برخي روزنامه ها ادامه دارد و نمونه کنوني آن اعتماد و آفتاب يزد هستند که ماواي بسياري از نبايد گفته هاي خاص، توده مردم در آن بازتاب مي يابد... در صحبت هاي انتخاباتي تلويزيوني ميرحسين موسوي نکته يي که خيلي ها را خوش آمد و هميشه در نهان بر زبان مي آوردند جمله يي بود به اين معنا که ما در صورتي مي توانيم به فلسطين و لبنان کمک کنيم که در داخل قوي باشيم و آنگاه است که توان حمايت از آرمان هاي انقلابي را خواهيم داشت... نکته يي که مي تواند بار معنايي متفاوتي داشته باشد و يک اسمش اين است که برخي از هموطنان ايراني قائل به آن نيستند که کمکي به ديگر کشورها شود، در صورتي که خود کوهي از مشکلات داريم و وجه ديگر مي تواند گزاره يي باشد که دلايل کمک به گروه هاي خاص بيشتر تشريح شود و هدف هاي سياسي چنين کاري به صورت باز و همگاني گفته آيد تا حرف هاي در گوشي آنچناني در جامعه به وجود نيايد... هرچند بي پرده صحبت کردن چند سالي است که از جامعه سياسي ايران رخت بربسته ولي مي توان اميد داشت در پرتو انتخابات برخي ناگفته هاي دردل مانده هموطنان از زبان بزرگان گفته شود که نتيجه اش هر چه باشد دو سر آن سود و فايده است.

موج مهرورزی غیر انتخاباتی به زندانیان هم رسید! 

پس از آن‌که دولت نهم در روزهای پایانی همر خود، در رفتاری عجیب، شروع به مهرورزی با قشرهای مختلف مردم، از معلمان، بازنشستگان، عشایر و دانشجویان گرفته تا اصناف و بازاریان، کرده است، امروز خبر رسید که موج این مهرورزی انتخاباتی تا زندانیان هم رسیده و احمدی‌نژاد گفته است که با کمک دستگاه قضایی‌ و انجمن‌های حمایتی به زودی تعداد زیادی از این افراد از حبس آزاد می‌شوند و به آغوش خانواده‌هایشان باز می‌گردند.
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، احمدی‌نژاد روز سه‌شنبه در همایش ملی "نقش گردشگری و صنایع دستی در پیشگیری از وقوع جرم" با اشاره به آمار زندانیان آبرومند در زندان‌های سراسر کشور اظهار داشت:‌ «با کمک دستگاه قضایی‌ و انجمن‌های حمایتی به زودی تعداد زیادی از این افراد از حبس آزاد می‌شوند و به آغوش خانواده‌هایشان باز می‌گردند».
احمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنانش گفت: «از رییس سازمان زندان‌های کشور سوال کردم که چند درصد از زندانیان کشور به علت مشکلات مالی در حبس به سر می‌برند‌ و همچنین از ایشان خواستم که آنان را طبقه بندی کند».
وی افزود:‌ «بنا داریم که با کمک قوه قضاییه، ‌دادستان‌ها و انجمن‌های حمایت از زندانیان تعداد زیادی را از این افراد آزاد شوند».

جهش غیرمنتظره ی موسوی در نظرسنجی ها 

جهش چشمگیر آرای میرحسین موسوی در یک هفته اخیر، احتمال دو مرحله‌ای شدن انتخابات را کاهش داده است.
به گزارش «آینده»، پس از پایان پخش سخنان کاندیداهای ریاست‌جمهوری، ارزیابی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و کارشناسان مستقل، از جهش چشمگیر آرای موسوی حکایت دارد و این جهش به حدی است که نظرسنجی دستگاه‌های دولتی نیز آن را تأیید می‌کند.بنابر آخرین نظرسنجی صورت گرفته در ده شهر بزرگ، میرحسین موسوی 38 درصد آرا و محمود احمدی‌نژاد 34 درصد را به دست آورده است.
در نظرسنجی صداوسیما در هفته گذشته نیز در تهران میرحسین موسوی با 47 درصد و احمدی‌نژاد با 43 درصد رتبه اول و دوم را کسب کرده‌اند.
از سوی دیگر، پس از موج گسترده استقبال از موسوی در اصفهان که پس‌لرزه‌هایی را در شهرهای اطراف و حتی تهران به دنبال داشته، استقبال بی‌سابقه از میرحسین موسوی در تبریز که مجموع استقبال‌کنندگان از وی در فرودگاه، مسیر حرکت، گلزار شهدا و ورزشگاه را به حدود 100هزار نفر می‌رساند، حرکت انفجاری در مناطق ترک‌نشین ایران که حدود یک چهارم کشور را تشکیل می‌دهد، نشان می‌دهد.
گفته می‌شود پس از آغاز این جهش، ستاد تبلیغاتی دکتر احمدی‌نژاد که تا روز جمعه گذشته، استراتژی تهاجمی و افشارگری را برگزیده بود، تغییر راهبرد داده و بحث تغییر فیلم تبلیغاتی وی که توسط برخی رسانه‌ها مطرح شد نیز در همین راستا بوده است.
لحن سخنان شب گذشته رئیس‌جمهور نیز که تغییر محسوسی با لحن دکتر احمدی‌نژاد در هفته گذشته پیدا کرده بود، به خوبی این چرخش راهبردی در تبلیغات را نشان می‌دهد.
بنابر پیش‌بینی کارشناسان، با توجه به جهش صورت گرفته،‌ در صورتی که میرحسین موسوی موفق به کسب ده درصد دیگر از آرا طی دو هفته باقی‌مانده شود، انتخابات یک مرحله‌ای شده و وی در دور نخست، هفتمین رئیس‌جمهور ایران خواهد شد.

دولت نهم ایدز داخل زندان‏ها را هم کم کرد! 

عضو کميسيون اجتماعي مجلس از کاهش آمار ايدز در زندان هاي کشور از 7 درصد به پايين تر از يک درصد در دولت نهم خبر داد.علي زنجاني عضو کميسيون اجتماعي مجلس در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي برنا با بيان اين مطلب گفت: در بازديد اعضاي کميسيون اجتماعي از زندان اوين وضعيت زندان ها و مسائل اعتياد،ايدز و هپاتيت زندانيان مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
عضو کميسيون اجتماعي مجلس اظهار کرد: در دولت نهم وضعيت زندان هاي کشور بهتر از گذشته شد و يکي از اقدامات مهم در زندان ها نصب دوربين هاي الکترونيکي مدار بسته،ارتقاء بهداشت زندان و زندانيان است.وي افزود: به دليل تشکيل اداره سلامت و بهداشت در داخل زندان ها و کنترل زندانيان، در دولت نهم آمار بيماري ايدز در زندان هاي کشور از 7 درصد به پايين تر از يک درصد رسيد.

ضرغامی قهر کرد! 

خبرنگار لحظه نیوز خبر از "قهر ضرغامی" داد. 

به گزارش لحظه نیوز عزت الله ضرغامی رییس صداوسیما در واکنش به فشارها از سوی برخی جناح های قدرت، قهر کرده و در دفتر کار خود حاضر نمی شود. 
بر اساس این گزارش با احتساب سه شنبه، امروز چهارمین روز است که ضرغامی در دفتر کار خود در صداوسیما حاضر نمی شود.
گفتنی است، شنیده شده طی روزهای اخیر برخی مقامات دولت با فشرهای گسترده به مدیریت صداوسیما خواستار تبلیغات گسترده به نفع جریان خویش هستند.

گزارش محرمانه نمايندگان حامی دولت از آرای احمدی‌نژاد 

کمتر از 100 نماینده‌ای که به ضیافت پاستور رفته بودند دیروز عنوان می‌کردند احمدی‌نژاد همان ابتدا باب گلایه را گشوده و از اصولگرایانی که به او پشت کردند انتقاد تند کرده و هشدار داده هیچ یک را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. اما آنچه این جلسه را بیشتر تحت الشعاع گذاشته گزارش محرمانه‌ای بود که چند نماینده از کاهش مقبولیت
احمدی‌نژاد در حوزه‌های انتخابیه‌شان پس از سفر رقبا به آن شهرها ارائه کردند. به گزارش آفتاب نیوزاین نماینده‌ها به رئیس دولت نهم هشدار دادند که باید برای انتقادات رقبا فکری کنند. احمدی‌نژاد هم به گفته یحیی‌زاده نماینده تفت و میبد با ابراز ناراحتی از افزایش مقبولیت رقبایش عنوان می‌کند کوتاه نمی‌آید و در صدا و سیما جبران خواهد کرد.
البته وی به همان میزان که از رقبا گلایه می‌کند خطاب به نمایندگان از بی‌مهری برخی از اصولگرایان هم شکایت می‌کند. به گفته نمایندگان حاضر در جلسه وی بدون آنکه نامی از این اصولگرایان نامهربان ذکر کند، اظهار داشته از برخی از نمایندگان اصولگرا انتظار نداشته این گونه به مخالفت او برخاسته و پشت میرحسین موسوی قرار بگیرند و پشت او را خالی کنند. رئیس دولت نهم آنقدر ناراحت بوده که برخی از نمایندگان عنوان می‌کنند چندین و چند بار تاکید کرده سکوت نمی‌کند و پاسخ همه را خواهد داد و آنها در صدا و سیما جواب‌ها را بشنوند.
البته به اعتقاد اصولگرایان حاضر در آن جلسه مانند یحیی‌زاده رئیس جمهور حق دارد عصبانی باشد چون در اردوگاه راست برخلاف آنچه انتظار می‌رفت اختلاف‌ها تا حدی بالا گرفت که حتی مجلس هشتم هم تمام قد به حمایت از وی نپرداخت به هرحال قهر بزرگان با احمدی‌نژاد گویا یکشنبه شب به اندازه صف آرایی اصلاح طلبان برای او هزینه داشت تا شیرینی بیانیه فراکسیون در کام رئیس دولت آنقدر تلخ شود که ضیافت را به کام حامیانش تلخ کند و از آنها بخواهد هر کاری که می‌توانند انجام دهند تا ریزش آرایش در شهرستان‌ها متوقف شود؛ دستور کاری که نمایندگان رایحه خوشی را از دیروز به فکر فرو برده است که چگونه مقبولیت اصلاح طلبان را در روزهای سخت خرداد کاهش دهند.

در چرايي تخريب سيدمحمد خاتمي 

روزنامه اعتماد در تحلیلی از تلاش های اخیر در تخریب خاتمی می نویسد: اگر قبل از این خاتمی را مورد حمله قرار مي دادند جاي تعجب نداشت. در آن زمان ايشان به عنوان کانديداي رياست جمهوري پا به عرصه رقابتي گذاشته بودند که نتيجه محتمل آن شکست اصولگرايان بود. اما در زماني که خاتمي انصراف خود را از رقابت انتخابات رياست جمهوري اعلام کرد و مهدي کروبي و ميرحسين موسوي کانديداهاي مورد حمايت اصلاح طلبان در اين انتخابات هستند، چرا همچنان بيشترين هجمه به خاتمي صورت مي گيرد؟
البته اين انتقادات - که در برخي موارد با جعل و انتشار خبرها و تحليل هاي دروغ نيز همراه است- تنها از سوي اصولگرايان مطرح نمي شود. بخشي از اپوزيسيون برانداز و خصوصاً جريانات سلطنت طلب و سازمان مجاهدين خلق نيز رفتار مشابهي را در قبال خاتمي از خود نشان مي دهند. سيدمحمد خاتمي به آلرژي مشترک بخشي از اصولگرايان تندرو و جريانات اپوزيسيون برانداز تبديل شده است. اما علت اين ائتلاف در دشمني و تخريب خاتمي چيست؟
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط رضا   | 
 
  بالا  
free counters Google Page Rank