تبليغاتX
فکر آزاد
 
فکر آزاد
 
 
مادر سادات زهراست ای بخیل تشنگی قدرت است این قال و قیل مهدی زهرا پناه میر ماست رنگ سبز مرهمی بر درد
 
ابطحي با اعلام اين خبر به ايسنا گفت: بدنبال مشكلات ايجادشده براي بازديدكنندگان سايت وب‌نوشت در رؤيت اين سايت، تلاش‌هاي فني وسيعي در شناسايي علت اين مسئله انجام شد كه نهايتاً شركت داخلي كه واسطه تهيه دومين(domain) براي سايت بود اعلام كرد دومين(domain) وب‌نوشت به سرقت رفته است و به رغم آنكه سايت وب‌نوشت با نام من ثبت شده با تغيير ميل(mail) ارتباط، امكان دسترسي به سايت از جانب من را از بين برد.

وي با تأكيد بر اين كه شركت داخلي سرويس‌دهنده به سايت، پاسخگوي اين مشكل نيست افزود: از آنجا كه بازگشت وب‌نوشت بسيار دشوار است ظرف دو روز آينده فعاليت سايت وب‌نوشت را با نام ديگري دنبال مي‌كنم.

وي تصريح كرد: همچنان بر اين باورم كساني كه با اين اقدامات تصور مي‌كنند مي‌توانند جامعه آزاد اطلاعاتي را محدود كنند، اشتباه مي‌كنند
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط رضا   | 
جنگ درعراق، اذهان کلیه آمریکاییان، به ویژه جامعه آمریکاییان ایرانی تبار را به خود مشغول کرده است. گزارش های روزانه درباره مرگ سربازان آمریکایی و غیرنظامیان عراقی و همچنین بدرفتاری با زندانی ها، حس بی امان غم و اندوه را به وجود آورده است.

با اینحال، ازآنجایی که صحنه خشونت از خاک آمریکا فاصله زیادی دارد، جنگ برای بعضی از آمریکایی  ها ناملموس و کمی غیرواقعی به نظر می آید.

متاسفانه، جامعه آمریکاییان ایرانی تبار، به ویژه یکی از خانواده های این جامعه، با یک حادثه تلخ در اواخر ماه آگوست، متوجه شد که چقدر این جنگ به خانه نزدیک است و تاوان سنگینی به کشور وارد می کند. روز 27 آگوست، امید رازانی، 19 ساله و یکی از امدادگران پزشکی ارتش آمریکا در «حبانیه» عراق کشته شد.

امید رازانی که شجاعانه برای رسیدگی به زخمی ها وارد صحنه نبرد شده بود، در حالیکه سعی بر نجات جان همرزمانش داشت، جان خود را از دست داد. امید، اولین سرباز ایرانی- آمریکایی است که در عراق کشته شد.

درحالیکه جامعه آمریکاییان ایرانی تبار خود را در غم خانواده رازانی شریک می داند، نوشین رازانی خواهر بزرگتر امید، در مورد برادر شجاع خود و تاثیری که مرگ وی بر اعتقاداتش نسبت به کشورش و جامعه آمریکاییان ایرانی تبار داشته است، با بابک باقری، خبرنگار شورای ملی آمریکاییان ایِرانی تبار گفتگو کرده است.



از جوانی تا بلوغ
خانواده های ایرانی آمریکایی بسیاری همانند خانواده رازانی وجود دارند. نوشین و امید هر دو در آمریکا متولد شدند. پدرشان در دهه 1960 برای کسب تخصص و کار در رشته پزشکی از ایران به آمریکا مهاجرت کرد و در نهایت مقیم لس آنجلس شد. خانواده رازانی با جامعه آمریکاییان ایرانی تبار در ارتباط بود. آنها در گردهمایی های این جامعه شرکت می  کردند. بچه ها به کلاس های زبان فارسی می رفتند و همچنین با سازمان های جامعه خود همکاری می کردند. علیرغم شرایط سخت سیاسی در دهه 1980، خانواده رازانی هرگز از ایرانی بودن خود شرمسار نبود.

بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان، امید مانند بسیاری از آمریکاییها گذار خود را از جوانی به بزرگسالی با سنجیدن فرصت های کاری و تمرکز بر پیشرفت شخصی و جستجو در خود آغاز کرد. برای بسیاری از جوانان آمریکایی ایرانی تبار، این مرحله از زندگی، همانند مبارزه ای برای ایجاد تعادل بین آرزوهای پدر و مادر و علائق و آرمانهای خود جوان است.

امید، به پزشکی علاقه داشت. او شیفته تناسب اندام بود. با اینحال بسیار متفکر بودو به فلسفه و حقوق نیز علاقمندی داشت.

خواهر وی نوشین نیز در امید جوانی می دید با حس قوی استقلال طلبی، که به یافتن راه خود در زندگی ارزش زیادی می داد . نوشین می گوید:«امید شخصی بود که بینش و رویا  های خود را داشت و با جدیت آنها را دنبال می کرد.»

روحیه استقلال طلب او با تمایل به استقلال مالی تقویت می شد. نوشین می گوید، امید می خواست «خودش پول در بیاورد و روی پای خودش بایستد.»
بنابراین، به جای اینکه دنباله رو راه بسیاری از آمریکاییان ایرانی تبار در زمینه های تخصصی باشد که سرشار از موفقیت، پایداری و پیشرفت است، امید، راه خود را بین احترام و عشق به خانواده و تمایل به خدمت به کشورش و بلندپروازی انتخاب کرد.

علاقه شدید امید به ماجراجویی، پزشکی، کمک به مردم، کسب تجربه قبل از ورود به دانشگاه و حس پایدار استقلال طلبی وی باعث شد که قبل از تولد 18 سالگی اش به عنوان امدادگر پزشکی در ارتش ثبت نام کند.،
با این تصمیمش نوشین در ابتدا بسیار «شوکه» شد و « ترسید». با اینکه نوشین سعی نکرد او را از اسم نویسی در ارتش منصرف کند، اما با امید صحبت کرد تا مطمئن شود به دلایل صحیحی وارد ارتش می شود.

نوشین معتقد است که امید« مرد عمل بود نه حرف ...او با اعمالش و آنچه معتقد بود صحیح است، سخن می گفت.» امید می  خواست خودش را ثابت کند و ارتش فرصتی برای او فراهم آورده بود. این انتخاب، انتخابی شخصی بود، نه سیاسی و از همه مهمتر اینکه امید به تنهایی این انتخاب را کرده بود. به همین دلیل خانواده رازانی تصمیم گرفتند از پسرشان حمایت کنند و به تصمیمش احترام بگذارند.
بعد از ثبت نام در ارتش، نوشین تلفنی با او صحبت می کرد. او می گوید«شنیدن صدای امید از آنطرف خط بسیار خاضعانه بود. حس غروری قوی در وی به وجود آمده بود.»

استقرار امید
امید به گردان اول، هنگ پیاده نظام 506، تیپ دوم، دسته پیاده نظام دوم منتقل شد که در پادگان Greaves در ناحیه غیرنظامی نزدیک مرز کره شمالی قرار دارد. در مرحله اول اعزامش هنوز آمریکا به عراق حمله نکرده بود.

امید و خانواده رازانی تصور می کردند که در پایان دو سال تعهدش ، قرارداد خدمت امید پایان می یابد. بنابراین امید می توانست به لس آنجلس برگشته و آرزوی خود برای تحصیل در رشته «پیراپزشکی» را دنبال کند.

در واقع امید در ژانویه 2004 برای تعطیلات از کره جنوبی به لس آنجلس برگشت. در آنزمان پدرش اسم او را در کلاس های «پیراپزشکی» نوشت تا پس از پایان دوره سربازی در آن کلاس ها شرکت نماید. همچنین آنها به چند دانشگاه مورد نظر سرکشی کردند. طبق برنامه، امید باید ژوییه 2004 به خانه بر می گشت.

استقرار مجدد به دلیل تشدید شورش در عراق
افزایش شورش در عراق در ماه آوریل به طور غیر مترقبه، نیازهای کل ارتش ایالات متحده را تغییر داد. ارتش و ارتش ذخیره مجبور شدند تا نیروهای تازه نفس پیدا کنند و جانشین نیروها در عراق و افغانستان کنند. ارتش با افزایش مدت اعزام ها از 6 ماه تا یکسال و حتی در مواردی طولانی تر، فشار زیادی روی خانواده های نظامیان وارد کرد.

یک ماه قبل از پایان دوره خدمت امید، او حکمی دریافت کرد مبنی بر اینکه دسته پیاده نظام دوم به عراق فرستاده می شود. در نتیجه ی دستوری به نام « دستور توقف خسارت» که مانع سربازان از ترک ارتش و یا بازنشستگی می شود، امید چاره ای نداشت جز اینکه برای یک دوره ی یک تا سه ساله به عراق برود.
خانواده رازانی از این استقرار مجدد و غیرمنتظره بسیار خشمگین شدند. نوشین می گوید«امید به ارتش نپیوست که به عراق برود.»

اما امید خوشبین بود. در یک تماس تلفنی، وی به نوشین گفت که این فرصتی است تا «هم عراقی ها و هم آمریکاییها»را کمک کند چون همه آنها «انسانهایی هستند که او برایشان ارزش قائل است.»این صحبت تلفنی، آخرین مکالمه نوشین با برادرش بود.
کمتر از دو هفته پس از این مکالمه تلفنی، امید در «حبانیه»، 10 مایلی غرب «فلوجه» و در قلب محاصره سنی ها در حال انجام وظیفه بود. بعد از یک درگیری مسلحانه بین سربازان ارتش و شورشیان عراقی، امید که مشغول مداوای یک سرباز زخمی بود، مورد هدف گلوله قرار گرفت و بلافاصله کشته شد.

نهایت از خودگذشتگی
مراسم خاکسپاری نظامی امید رازانی، شاهد اتحاد بی سابقه ارتش ایالات متحده و جامعه آمریکاییان ایرانی تبار در لس آنجلس بود. طبق نظر نوشین، شکستن این مرز یکی از هزاران موفقیت برادرش بود.

به عنوان یک ایرانی مسلمان در ارتش آمریکا، امید کلیشه های موجود در مورد وطن پرستی، خدمت و عشق به کشور در ایرانیانی که در آمریکا زندگی می کنند را به چالش کشید. او نهایت از خودگذشتگی که یک نفر می تواند برای کشورش انجام دهد از خود نشان داد.

نوشین می گوید:«هرکاری بکنم ،یا هر حرفی بزنم، قابل مقایسه با آنچه امید کرد نیست. زمان زیادی لازم است تا بفهمم امید چه تاثیری داشت ... خانواده ما همه چیزش را در راه این کشور داد.»

نامه ذیل را خانواده رازانی به «شورای ملی آمریکاییان ایرانی تبار» ارائه کرده و درخواست نمودند که منتشر شود. با وجودی که NIAC در ارتباط با جنگ موضع  گیری نمی کند، به خاطر شرایط خاص موجود، NIAC به درخواست خانواده رازانی برای انتشار این نامه احترام می گذارد. آنها می خواهند از این طریق مطمئن شوند که دیدگاه آنها درارتباط با مرگ امید به طور نادرست منعکس نشده است.
نامه سرگشاده
خواهر امید، نوشین رازانی

شورای ملی آمریکاییان ایرانی تبار عزیز،
از شما برای زحماتی که در مسیر درگیر کردن آمریکاییان ایرانی تبار در روند دموکراسی می  کشید و حمایتی که از خانواده ما بروز داده اید متشکرم. همچنین از موقعیتی که در اختیار من گذاشته اید تا به عنوان ضمیمه، در مقاله ای که در تارنمای شما منتشر شده است، دیدگاه خانواده خودم را در ارتباط با جنگ در عراق با شما در میان بگذارم ، سپاسگذارم.

روز 27 آگوست، خانواده من نیز به جمع خانواده های بسیاری در سرتاسر جهان که در عزای با ارزش ترین چیز که همانا جان جوانی است نشسته اند، پیوست. سخت ترین قسمت از دست دادن نور و امید یک جوان به تاریکی جنگ ،آگاهی از این موضوع است که به عنوان یک جامعه، وقتی ما می گذاریم که جوانان برای حل مشکلات ما جان خود را از دست بدهند، با شکست مواجه شده ایم. ما در غم کسانی که عزیزی را در جنگ از دست داده اند شریکیم، زیراکه این نوع مرگ، قابل اجتناب است. به ویژه جنگ جاری در عراق برای ما دردناک است، زیراکه این کشور،پیش از ورود به عراق مسیرهای دیپلماتیک را امتحان نکرد. ما احساس می  کنیم درمورد علت آغاز جنگ فریب خوردیم و با و جودیکه شرایط ، روز بروز بدتر می شود، هیچ هدف روشنی و یا نقطه پایانی برای تلاش در آنجا نمی بینیم. چگونه می  توانیم جوانان ارزشمندمان را در معرض خطر قرار دهیم، بدون اینکه حداقل دلایل روشنی و یا نقطه پایانی برای اینکار داشته باشیم؟

اگرچه امید فردی سیاسی نبود، اما به رهبری مبدل شده است، زیراکه وجه تمایزهای بین ایرانیان و آمریکایی ها را پشت سر می  گذارد. من در وی امید می یابم که رهبران این کشور به فرای موانع سنتی نگاه کرده و صلح برقرار نمایند.
امید، جوانی، نیرو، آرمان گرایی و شجاعت خودش را به جامعه ما هدیه کرد -- حداقلی که ما می توانیم به او هدیه کنیم، خیال یافتن پایانی برای این جنگ است. شجاعت امید، حداقل من یکنفر را که از وحشت اعتراض به خاطر اصلیت ایرانی ام رهانیده است. او به من این درس دردناک را داده است که با سکوت، خیلی چیزها از دست می رود. لطفا در انتخابات شرکت نموده، فعال باشید و بگذارید خاطره امید نیز به شما نیرو دهد.

به عنوان خانواده ای که حقایق تلخ جنگ را چشیده است - ما از رهبرانمان می خواهیم که پایانی صلح آمیز برای این بحران بیابند. حالا. ما تاب این را نداریم که حتی یک جان دیگر در این راه از دست برود.
با تشکر،نوشین رازانی

«شورای ملی آمریکاییان ایرانی تبار»یک سازمان غیر انتفاعی-آموزشی مستقر در «واشنگتن دی سی» می باشد که مشارکت آمریکاییان ایرانی تبار را در زندگی سیاسی و مدنی آمریکا ترغیب می نماید
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط رضا   | 
پنج‌شنبه گذشته سوم ديماه هزاران جواني كه براي تماشاي كنسرت عليرضا عصار به فرهنگسراي بهمن رفته بودند، با درهاي بسته مواجه شدند.
ماجرا از اين قرار بود كه مسؤولان شهرداري تصميم گرفته بودند مراسم سالگرد تأسيس روزنامه همشهري را در سالن شهيد آويني فرهنگسراي بهمن برگزار كنند،در حالي كه اين سالن از ماه‌ها پيش جهت كنسرت اجاره داده و بليت‌‌هاي آن نيز براي 2 سانس 6 و 9 بعدازظهر به هزاران نفر فروخته شده بود.
هيچكس از مسؤولان شهرداري براي چنين تصميمي به هزاران تماشاگري كه در سرماي سوزان در فرهنگسراي بهمن حضور يافته‌ بودند، توضيحي نداد و اين معطلي براي هر سانس از مراسم بيش از 2 ساعت به طول انجاميد.
برخي از حضار مي‌گفتند حالا كه احمدي‌نژاد شهردار است با حقوق مردم چنين مي‌كند، خدا به وقتي رحم كند كه او قدرت بيشتري پيدا كند.
درست در زماني كه مردم در سرما مي‌لرزيدند، احمدي‌نژاد در حال توزيع سكه بين عوامل شهرداري در سالني بود كه قرار بود كنسرت عصار در آن برگزار شود.
يك راهيافته آبادگردر گفتگو با خبرگزاري ايلنا ارتباط توزيع اين سكه‌ها با انتخابات آتي رياست جمهوري را رد كرد.
پس از 2 ساعت كه كنسرت عصار آغاز شد، وي ضمن پوزش از حضار و توضيحي كوتاه، با لحني كنايه‌آميز از احمدي‌نژاد تشكر كرد

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط رضا   | 
به دنبال حوادث دانشگاه علم و صنعت كه طي آن اعضاي بسيج دانشجويي تحت هدايت نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه رياست اين دانشگاه را به گروگان گرفته و مورد ضرب و شتم قرار دادند، مجلس هفتم كميته‌اي را تحت عنوان كميته «حقيقت‌ياب» براي بررسي اين ماجرا و عوامل مؤثر در آن تشكيل داد.
به گزارش خبرنگار «رويداد»، نتايج «حقيقت‌يابي» راهيافتگان روز دوشنبه هفتم دي ماه منتشر شد كه طي آن تقصير مهاجمان و گروگانگيران تنها «غلبه احساسات كه منجر به انجام اقدامات خلاف قانون و عرف» شده، ذكر شده است و در مقابل در هفت مورد رياست دانشگاه و تشكل‌ دفتر تحكيم وحدت طيف علامه و نيز سخنرانان مراسم «مصطفي تاج‌زاده و ابراهيم يزدي» مقصر شناخته شدند.
بر اساس «حقيقت‌يابي» راهيافتگان مجلس هفتم، دلايل حادثه دانشگاه علم و صنعت عبارتند از:
1- عدم تمكين و يا اطلاع از قانون توسط مسؤولان دانشگاه در دو دوره مسؤوليت قبلي و فعلي
2- حريم‌شكني‌هاي اخلاقي و اعتقادي و سياسي در نشريات و جلسات دانشجويي و عدم توجه به اعتراضات قشرهاي مختلف دانشگاهي [منظور همان گروه فشار است!] در اين مورد از سوي مسؤولان دانشگاه
3- غلبه احساسات بر دانشجويان مذهبي [باز هم منظور همان گروه فشار است] و انجام اقدامات خلاف قانون و عرف
4- عدم برخورد با تخلفات افراد قانون شكن و خاطي در شوراي صنفي و انجمن طيف علامه در چند سال اخير و جري شدن آنان به طريقي كه از انجام هيچ اقدامي [احتمالاً كتك خوردن از گروه‌هاي فشار] هراس ندارند.
5- سوءتدبير مسؤولان دانشگاه و عدم تمكين آنان از نظرات كارشناسي مقامات ذيصلاح [احتمالاً منظور از مقامات ذيصلاح امام جماعت دانشگاه علم و صنعت است كه محرك اصلي گروه‌هاي فشار محسوب مي‌شود] جهت پيشگيري از التهاب و بحران در دانشگاه در روز حادثه [گفتني است در همين روز امام جماعت فوق‌الذكر طي يك سخنراني براي اعضاي بسيج دانشجويي و ديگر تشكل‌هاي وابسته به محافظه‌كاران آنان را تهييج كرد و به دنبال آن ماجراي گروگانگيري شكل گرفت]
6- غلبه نگاه سياسي بر وظايف مديريت دانشگاه در برخورد با تشكل‌هاي مختلف دانشجويي[در مورد غلبه نگاه سياسي و نمايندگي ولي فقيه و ساير نهادهاي محافظه‌كار دانشگاه اشاره‌اي در اين گزارش به چشم نمي‌خورد.]
7- حضور افراد مخالف نظام در دانشگاه‌ها [منظور ابراهيم يزدي و مصطفي تاج‌زاده است] و بيان مطالب ساختارشكنانه توسط ايشان [منظور از مطالب ساختارشكنانه دعوت از دانشجويان براي حضور فعال در انتخابات است]
8- عدم سعه صدر كافي سرپرست دانشگاه در برخورد با دانشجويان در روز حادثه [احتمالاً سرپرست دانشگاه هنگام كتك خوردن «آخ!» گفته است.]

نكته جالب ديگر در اين «حقيقت‌يابي» آن است كه از رياست دانشگاه به خاطر «ايجاد محدوديت براي تشكل‌هاي دانشجويي مذهبي» انتقاد شده است. كه به نظر مي‌رسد منظور از اين تشكل‌ها بسيج دانشجويي است كه حادثه اخير نشان داد نه تنها در اين دانشگاه با هيچ محبوبيتي مواجه نيستند بلكه ظاهراً مديريت شركت واحد اتوبوسراني را هم در اختيار دارند و مي‌تواند در مواقع ضروري اتوبوس‌ها را نگه دارند و افرادي نظير رياست دانشگاه را به آن منتقل كنند و در سطح شهر بگردانند.
جالب‌ترين بخش گزارش «حقيقت‌يابان»‌مجلس هفتم آن است كه در بخش «تعرض به سرپرست دانشگاه» طبق اسناد دانشجويان عضو بسيج دانشجويي،‌مجمع حزب‌الله و دفاتر فرهنگي دانشكده‌ها ، كانون قرآن و عترت،‌هيأت محبان الحسين،‌مسجد دانشگاه و انجمن اسلامي طيف شيراز مورد اشاره قرار گرفته‌اند ولي در مورد چگونگي برخورد آنها با رئيس دانشگاه آمده است: «با توجه به شرايط ملتهب دانشگاه، دانشجويان جهت پاسخگويي(!) به سرپرست دانشگاه مراجعه و ده دقيقه زمان براي توضيح خواستند كه ايشان درخواست را نپذيرفته و نسبت به دانشجويان عصباني نيز شده است. دانشجويان ناراحت از شرايط موجود،‌معترض ايشان (سرپرست دانشگاه) شده و حوادث ناگوار بعدي در فضاي احساسي،‌شرايط بدي را ايجاد كرده كه تاكنون در نوع خود بي سابقه بوده و محكوم است.»
در باره تعرض فيزيكي به سرپرست دانشگاه نيز در گزارش «حقيقت‌يابان» مجلس هفتم آمده است:«البته در دانشگاه به سرپرست دانشگاه تعرض فيزيكي نيز صورت گرفته، ولي بيشتر صدمه به ايشان به علت فشارهاي متوالي و كشش ولي در مسير انتقال وي ايجاد شد، اما بعد از سوار شدن به اتوبوس شرايط عادي(!) شده است.»
در اين گزارش هر گونه برنامه توسط گروه‌هاي فشار براي برخورد با رئيس دانشگاه علم و صنعت رد شده و اين اقدام «في‌البداهه» خوانده شده است.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط رضا   | 
محمود احمدي‌نژاد شهردار منتخب آبادگران در مراسم سالگرد روزنامه همشهري تعداد 1500 سكه به دكه‌داران اهدا كرد.
وي به هنگام اهداي اين سكه ها گفت كه مديرعامل مؤسسه همشهري، نيم سكه براي هر دكه‌دار در نظر گرفته بود ولي من گفتم آن را به يك سكه ارتقا دهند. اين اقدام وي تشويق دكه‌داران را به همراه داشت.

فاطمه آليا، راهيافته تهران به مجلس در همين ارتباط هر گونه ارتباط اين بذل و بخشش را با انتخابات رياست جمهوري رد كرد و گفت: از شهردار ساده‌زيست تهران، چنين چيزي بعيد است.

يادآور مي‌شود پيش از اين اهداي وام ازدواج به زوج‌هاي تهراني، عيدي به بهانه دهه فجر به فرهنگيان و ... از جمله موارد مشابهي است كه توسط شهردار تهران صورت گرفته و اقدامات بديعي است كه در دستور كار و شرح وظايف شهرداري نيست. اين در حالي است كه در سال گذشته ميزان عوارض دريافتي از سوي شهروندان تهراني به چند برابر افزايش يافته است.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط رضا   | 

ايران برنامه های هسته ای گسترده ای را تدارک ديده که در منطقه خاورميانه نگرانی هايی ايجاد کرده است
ايران برنامه های هسته ای گسترده ای را تدارک ديده که در منطقه خاورميانه نگرانی هايی ايجاد کرده است
 
مسعود بهنود

درحالی که هنوز تصميم قطعی جمهوری اسلامی در مورد مهلتی که شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی برای ايران معين کرده است آشکار نشده، ورود عربستان سعودی به صحنه کشمکش های هسته ای منطقه خاورميانه خبر خوبی برای مسوولان ايران است که دنبال راهی برای مقابله با فشارهای بين المللی هستند.

ايرانی ها می توانند اميدوار باشند که با برخاستن صدايی تازه و قدرتمند از ميان مسلمانان منطقه، گوش های بيشتری برای شنيدن استدلال هايشان در مقابله با فشارهای آمريکا آماده باشد
روزنامه گاردين چاپ بريتانيا، روز پنجشنبه 18 سپتامبر، در گزارش اصلی خود نوشته است دولت سعودی باتجديد نظر در سياست های دفاعی خود، وارد صحنه مجادلات اتمی خاورميانه می شود. اين تهديدی تازه برای پيمان منع توليد سلاح های اتمی در يکی از خطرناکترين مناطق جهان است. بحران در خاورميانه هم اکنون نيز به خاطر مسايلی که در روابط ايران و آژانس بين المللی انرژی اتمی پيش آمده، شديدا روبه اوج گيری است.

به نوشته گاردين، سياست تازه رهبران رياض سه انتخاب را در اختيار اين کشور می گذارد: اول امکان دست يافتن عربستان سعودی به تکنولوژی هسته ای به عنوان يک عامل بازدارنده تهديدهای خارجی؛ دوم، وارد شدن به اتحاديه ای از کشورهای برخوردار از توان هسته ای که محافظت از آن کشور در مقابل مخاطرات را نتيجه دهد و سوم رسيدن به يک توافق منطقه ای برای غيراتمی کردن خاورميانه.

بنابه گفته ناظران سياسی، آنچه تصميم گيری مقامات جمهوری اسلامی را دشوار کرده، نگرانی از اين است که اگر ايران به شرايط تعيين شده شورای حکام تن دهد در وضعيتی همچون عراق در نيمه دوم دهه نود قرار گيرد و اگر آن را نپذيرد با قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل روبرو شود که احتمال تحريم نفتی و حمله به تاسيسات هسته ای از جمله نتايج آن خواهد بود
از ديد کارشناسان گاردين، پادشاهی سعودی تا روزی که حملات 11سپتامبر 2001 روابط آن کشور را با آمريکا تيره کرد زير چتراتمی ايالت متحده قرار داشت و با وجود نزديکی به کشوری مانند اسرائيل با 200 کلاهک اتمی احساس امنيت می کرد. اما اينک که روابطش با آمريکا به گرمی سابق نيست و ايران نيز برنامه های اتمی وسيعی را در دستور کار خود قرار داده، به خود حق می دهد که نگران باشد.

البته عربستان سعودی از ناحيه ايران، با وجود اينکه در گذشته روابط چندان خوبی با هم نداشتند احساس تهديد نمی کند چون روابط اين دو کشور در سال های اخير روبه گرمی بوده است. اما عربستان، به هر حال از احتمال برخورداری ايران و اسراييل از سلاح های اتمی بيمناک است.

يک حامی برای ايران؟

دو روز پيش جبهه مشارکت ايران که بيش ترين نماينده را در بخش انتخابی حکومت جمهوری اسلامی دارد، با صدور بيانيه به جنگ با محافظه کارانی رفت که از پيروی از الگوی کره شمالی و خارج شدن از تعهدات بين المللی حمايت می کنند.

در بخشی از بيانيه جبهه مشارکت بر لزوم اقدامات ديپلماتيک و از جمله وادار کردن تمام کشورهای جهان به قبول پروتکل الحاقی پيمان منع و گسترش سلاح های اتمی تاکيد شده بود که با بخش اصلی از تدبير تازه سعودی ها همگرائی دارد.

ايرانی ها می توانند اميدوار باشند که با برخاستن صدايی تازه و قدرتمند از ميان مسلمانان منطقه، گوش های بيشتری برای شنيدن استدلال هايشان در مقابله با فشارهای آمريکا آماده باشد.

پيش بينی اين که حضور عربستان سعودی در صحنه آيا ايران را از وضعيت دشواری که در صحنه سياست بين المللی به آن گرفتار شده بيرون خواهد کشيد و يا تنها به دادن امتيازی به رياض منجر خواهد شد چندان آسان نيست.

بنابه گفته ناظران سياسی، آنچه تصميم گيری مقامات جمهوری اسلامی را دشوار کرده، نگرانی از اين است که اگر ايران به شرايط تعيين شده شورای حکام تن دهد در وضعيتی همچون عراق در نيمه دوم دهه نود قرار گيرد و اگر آن را نپذيرد با قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل روبرو شود که احتمال تحريم نفتی و حمله به تاسيسات هسته ای از جمله نتايج آن خواهد بود
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط رضا   | 
سلمان رشدی، نويسنده کتاب "آيات شيطانی"، برخورد مقامات دولت بريتانيا با توقف اجرای نمايشنامه ای را که پيروان آيين سيک آن را توهين آميز دانسته اند مورد انتقاد قرار داده و واکنش دولت را "ناکافی" خوانده است.

با انتشار کتاب "آيات شيطانی"، آيت الله خمينی، رهبر فقيد جمهوری اسلامی، آقای رشدی را به ارتداد متهم و فتوايی را برای قتل وی صادر کرد که با اعتراض گسترده بين المللی مواجه شد و به خصوص نويسندگان طرفدار آزادی قلم آن را مغاير حق برخورداری از آزادی بيان توصيف کردند.

سلمان رشدی، که يک نويسنده هندی الاصل و شهروند بريتانياست، از بيم اقدام تندروهای اسلامگرا در اجرای فتوای آيت الله خمينی سال ها به طور پنهانی زندگی می کرد.

در پی توقف نمايشنامه "بی عزتی" در تئاتری در شهر بيرمنگام در بريتانيا، آقای رشدی گفته است که دولت بريتانيا به اقدامات کافی برای حمايت از حق آزای بيان و محکوميت خشونت مبادرت نکرده است.

اظهارات آقای رشدی در پی سخنان فيونا مکتاگارت، از معاونان سياسی وزارت کشور بريتانيا، انتشار می يابد که گفته بود اعتراضات پيروان آيين سيک به اجرای نمايشنامه "بی عزتی" بخشی از سنت های اين کشور در زمينه آزادی بيان بوده است.

همچنين، استل موريس، وزير هنر در دولت بريتانيا، در مورد تصميم تئاتر برای برای توقف اجرای نمايشنامه ابراز تاسف کرده است.

سلمان رشدی در مصاحبه با هفته نامه ساندی تلگراف، چاپ لندن، گفته است که دولت می بايست به اقدامات بيشتری برای حمايت از ادامه اجرای اين نمايشنامه دست می زد.

نمايشنامه "بی عزتی" شامل صحنه های از سوء استفاده جنسی و قتل در يک معبد سيک هاست که پيروان اين مذهب آن را توهين آميز و خلاف واقع دانسته اند.

به روی صحنه آمدن اين نمايشنامه باعث تجمع اعتراضی سيک ها در برابر تئاتر و درگيری بين آنان و پليس بيرمينگام و ايراد خساراتی به ساختمان تئاتر شد.

در پی اين تظاهرات، مسئولان تئاتر تصميم گرفتند اجرای اين نمايشنامه را متوقف کنند.

نويسنده نمايشنامه بی عزتی گورپيت کور بهاتی نام دارد که خود از اقليت سيک های مقيم بريتانياست.

نزديک به ششصد هزار تن از پيروان مذهب سيک در بريتانيا زندگی می کنند

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط رضا   | 

 
ملکه بريتانيا هنگام پخش پيام نوروزی
ملکه بريتانيا پيام خود را به اهميت تنوع فرهنگی در جامعه اين کشور اختصاص داد



اليزابت دوم، ملکه بريتانيا، در پيام سنتی خود به مناسبت فرارسيدن عيد ميلاد مسيح بر اهميت مداراگری و رفتار منصفانه بين پيروان اديان گوناگون تاکيد نهاده است.

پخش پيام ملکه بريتانيا به مناسبت عيد ميلاد مسيح نوروزی از جمله سنت های اين عيد تلقی می شود و وی مضمون اصلی پيام سال جاری خود را به اهميت تنوع فرهنگی و دينی در جامعه اين کشور اختصاص داد و گفت که وجود گوناگونی بين اقوام و فرهنگ های مختلف منشا توانمندی جامعه است و نبايد آن را يک تهديد به شمار آورد.

وی گفت که غالبا مذاهب به عنوان عوامل ايجاد اختلاف و درگيری در گزارش های خبری انعکاس می يابند در حاليکه تمامی اديان منادی پيام مداراگری و احترام متقابل هستند.
ملکه بريتانيا هنگام بازديد از يک مسجد
پخش پيام ملکه با تصاوير بازديد وی از مسجد مسلمانان همراه بود

برخلاف اکثر سخنرانی های ملکه بريتانيا که متن آنها با مشورت و زير نظر مقامات دولت تهيه می شود، پيام کريسمس توسط خود ملکه تهيه و از راديو و تلويزيون اين کشور پخش می شود.

در پيام تلويزيونی سال جاری، که با تصاويری از بازديد ملکه از يک معبد سيک ها و يک مسجد مسلمانان همراه بود، وی هشدار داد که نبايد از خطراتی که هماهنگی بين اقوام گوناگون اين کشور را تهديد می کند غافل ماند.

اليزابت دوم گفت که فعاليت تندروها در داخل و حوادث و تحولات خارجی می تواند اين همدلی را مورد تهديد قرار دهد.

وی در عين حال تاکيد کرد که احساس همدردی و کمک به همنوع همواره نيرومند تر از هر گونه تفاوت اعتقادی است.

ملکه بريتانيا که هفتاد و هشت سال دارد گفت که گرچه هنوز هم مواردی از وجود تبعيض در جامعه ديده می شود اما می توان نسبت به آينده خوشبين بود و افزود که قطعا در دوره سلطنت خود شاهد پيشرفت های قابل ملاحظه ای در اين زمينه بوده است.

ملکه بريتانيا همچنين برای نخستين بار در طول پنجاه و دو سال سلطنت خود يک پيام ويژه راديويی را خطاب به نظاميان بريتانيايی مستقر در خارج از اين کشور فرستاد.

در اين پيام، اليزابت دوم گفت که به شهامت و احساس تعهد خدمتی نظاميان بريتانيايی در انجام ماموريت های مختلف در خارج به خصوص در سالی که وظايف سنگينی برعهده آنان قرار داشته است افتخار می کند

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط رضا   | 
 
طارق عزير
آقای عزير تقريبا بلافاصله پس از سقوط دولت سابق عراق، خود را به نيروهای آمريکايی تسليم کرد
طارق عزير، معاون نخست وزير رژيم سابق عراق، برای اولين بار از زمان تسليم شدنش به نيروهای آمريکايی در عراق، با وکيلش ديدار کرده است.

قرار است آقای عزيز بزودی از سوی قضات عراقی تحت بازپرسی قرار گيرد.

بدعی عزت عارف، وکيل آقای عزيز، گفته است که وی با موکلش بمدت 5 ساعت و ديدار و گفتگو کرده است.

وی افزوده است که آقای عزيز به وی گفته که او هيچ شهادتی عليه صدام حسين، رهبر سابق عراق، ندارد.

اظهارت آقای عزيز به شايعات مبنی بر اينکه وی آماده است تا عليه همکاران سابق خود شهادت بدهد را، خاتمه می دهد.

آقای عزير تقريبا بلافاصله پس از سقوط دولت سابق عراق، خود را به نيروهای آمريکايی تسليم کرد.

آقای عزير تنها مسيحی در بين اعضای عاليرتبه بعثی در رژيم صدام حسين بود.

بازپرسی از علی شيميايی

پيشتر و در اواسط ماه جاری ميلادی قضات عراقی از علی حسن المجيد، معروف به "علی شيميايی" بازپرسی کردند.

آقای المجيد، که از اعضای ارشد رژيم صدام حسين، رهبر سابق عراق بود، متهم است به فجيعترين جناياتی که در اين دوران رخ داده است از جمله حمله با گاز شيميايی به کردهای اين
کشور.

به گفته يک قاضی عراقی وی به همراه ژنرال سلطان هاشم احمد آخرين وزير دفاع رژيم صدام حسين در مقابل قضات عراقی حاضر شد.

به گفته قضات عراقی بازپرسی از آقای المجيد بخشی از مراحل دادرسی است و به معنی آن نيست که محاکمه وی بزودی آغاز خواهد شد.

روز پنجشنبه ( 16 دسامبر) صدام حسين، رهبر سابق عراق برای نخستين بار در دوران بازداشتش از يک سال قبل تاکنون با يکی از اعضای تيم وکلای مدافع خود ملاقات کرد. اين ملاقات در محل نامعلومی در بغداد انجام شد.

مقام های عراقی گفته اند که صدام حسين در يک پايگاه آمريکايی ها به نام "کمپ کراپر" در نزديکی بغداد نگهداری می شود.

ارتش آمريکا هرگز تاييد نکرده است رئيس جمهور سابق عراق در اين پايگاه نگهداری می شود، اما اين بازداشتگاه تنها محل امنی در عراق که بتوان صدام را در آن نگاه داشت تلقی می شود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط رضا   | 


بن لادن
 
 



در يک نوار صوتی که گفته می شود
شبکه تلويزيونی عرب زبان الجزيره متن يک نوار صوتی را پخش کرده که گفته می شود حاوی صدای اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده است و در آن گوينده شرکت در انتخابات پارلمانی عراق را که قرار است روز 30 ژانويه سال آينده برگزار شود تحريم کرده و از حملات مسلحانه پيکارجويان تندرو در عراق و عربستان حمايت به عمل آورده است.

در اين نوار آمده است که هرکس که در انتخابات پارلمانی عراق شرکت کند کافر است.

گوينده در اين نوار همچنين از حملات گروه های تندرو در عراق و عربستان سعودی ستايش به عمل آورده و به خصوص فعاليت ابومصعب الزرقاوی را مورد تاييد قرار داده است.

ابومصعب الزرقاوی، که متولد اردن است، به سازماندهی گروهی از تندروهای اسلامگرا متهم است که مسئوليت يک رشته حملات و آدم ربايی و قتل گروگان ها در عراق را برعهده گرفته است.
وزير خارجه آمريکا ضمن تاکيد بر ضرورت شرکت تمامی گروههای عراقی در انتخابات آن کشور گفته است که به نظر می رسد نوار پخش شده از شبکه الجزيره متعلق به بن لادن باشد

دولت آمريکا برای اطلاعات منجر به دستگيری وی جايزه هنگفتی را تعيين کرده است.

در نوار منتسب به بن لادن، وی از الزرقاوی به عنوان "امير" شبکه القاعده در عراق نام برده و "عمليات متهورانه" گروه وی عليه نيروهای آمريکايی و مقامات عراقی را مورد ستايش قرار داده است.

وی گفته است "برادران ما در اين گروه بايد به وی فرمان وی (الزرقاوی) گوش دهند و از او اطاعت کنند."

گوينده حمله به آمريکاييان در عراق را تشويق کرده و از گروه های تندرو خواسته است به فعاليت خود عليه تاسيسات نفتی به خصوص در عراق و منطقه خليج فارس ادامه دهند تا مانع از دسترسی آمريکاييان به نفت شوند.

وی عمليات مسلحانه پيکارجويان مخالف دولت عربستان را يادآور شده و به خصوص از حمله روز 6 دسامبر به کنسولگری آمريکا در جده، که به کشته شدن نه نفر، از جمله چهار تن از مهاجمان منجر شد، ستايش به عمل آورده است.

انتقاد از الجزيره

شبکه تلويزيونی الجزيره پيام صوتی منتسب به اسامه بن لادن را همراه با تصويری از وی پخش کرد.

آخرين پيام بن لادن روز 2 نوامبر و در آستانه برگزاری انتخابات رياست جمهوری آمريکا در يک نوار ويديويی از همين شبکه پخش شده بود.

شبکه الجزيره از دادن اطلاعاتی در مورد نحوه و زمان دريافت اين نوار خودداری ورزيده است.
ابومصعب الزرقاوی
بن لادن از ابومصعب با عنوان 'امير' شبکه القاعده درعراق ياد کرده است

در عراق، رييس کميسيون انتخاباتی اين کشور از شبکه الجزيره به دليل پخش نوار صوتی منتسب به بن لادن انتقاد کرد و تاکيد کرد که اين اقدام خللی در عزم دولت عراق برای برگزاری انتخابات در زمان مقرر ايجاد نخواهد کرد.

همچنين، مقامات ارشد ايالات متحده نسبت به پخش نوار صوتی بن لادن از شبکه الجزيره واکنش نشان داده اند.

کالين پاول، وزيرخارجه آمريکا، با اعلام اينکه "به نظر می رسد" اين نوار حاوی صدای بن لادن باشد، گفته است که ماموران اطلاعاتی ايالات متحده مشغول بررسی آن هستند.

آقای پاول، که دوره خدمت وی در مقام وزير خارجه آمريکا ماه آينده خاتمه می يابد، همچنين بر ضرورت برگزاری انتخابات پارلمانی عراق تاکيد ورزيد.

پيشتر يک حزب عمده سنيان عراق خواستار تعويق زمان برگزاری انتخابات به منظور فراهم آمدن زمينه مساعد برای رای گيری شده و گفته بود در اين انتخابات شرکت نمی کند.

وزير خارجه آمريکا از تمامی احزاب و گروه های عراقی دعوت کرد در اين انتخابات فعالانه شرکت داشته باشند.

در عين حال، هنوز از محل اختفای اسامه بن لادن اطلاع دقيقی در دست نيست و تلاش برای دستگيری رهبر شبکه القاعده، که به سازماندهی حملات انتحاری يازدهم سپتامبر سال 2001 در آمريکا متهم است، به نتيجه نرسيده است.

پس از حمله نيروهای ائتلاف به رهبری آمريکا به افغانستان در سال 2001 و سرنگونی رژيم طالبان، گفته شد که اسامه بن لادن توانسته است از اين کشور بگريزد.

برخی منابع گفته معتقدند که احتمالا رهبر شبکه القاعده در نواحی کوهستانی مرز مشترک افغانستان و پاکستان مخفی شده است

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط رضا   | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا  
free counters Google Page Rank