|
فکر آزاد
|
||
|
مادر سادات زهراست ای بخیل تشنگی قدرت است این قال و قیل مهدی زهرا پناه میر ماست رنگ سبز مرهمی بر درد |
یکی از آشنایان من در جریانات تظاهرات دانشجویی و مردمی دستگیر شده و برای مدتی افتخار اقامت در زندان اوین را داشته است. این گزارشی است از دیده های این شخص. متاسفانه به دلایل امنیتی از بازگو کردن مواردی که هویت این شخص و یا دوستان وی را فاش کند معذورم و مجبورم نوعی خود سانسوری انجام دهم. به خاطر داشته باشید که این شکنجه ها مربوط به سالهای 60 نیست بلکه این روشهایی است که همین چند ماه پیش در جمهوری اسلامی!!! اعمال شده است و هنوز هم میشود. موردی را که در مورد همین شخص متوجه شدم اینست که او (و باقی شکنجه شدگان) خیلی از موارد شکنجه را از روی شرم و یا به خاطر مراعات حال پدر و مادر و فامیل و ناراحت نکردن آنها, تعریف نمیکنند, که به نظر بنده کار بسیار اشتباهی است چراکه اگر افکار عمومی وکشورهای خارجی بدانند که چه چیزی در زندانهای حکومت اسلامی!!! ایران میگذرد دیگر اجازه نخواهند داد که آنها به این راحتی به این کارهای ناجوانمردانه و غیر انسانی خود ادامه دهند. بسیاری از این شکنجه ها را خود این زندانی تجربه کرده و تعداد دیگری را همسلولی های وی تجربه کرده اند. این گزارش طوری نوشته شده که از نوشته ها معلوم نشود که وی مجبور به تحمل کدام نوع شکنجه بوده است تا شکنجه دهندگان بعدها از این راه موفق به شناسایی وی نشوند. این گزارش را تقدیم میکنم به آیات عظام به خصوص آیت الله منتظری و آیت الله سیستانی و همچنین به سازمان ملل و حقوق بشر:
زندان اوین به مانند یک شهر است. موقعی که ما را وارد کردند ما حدود 10 دقیقه با چشمان بسته در یک راه پیچ در پیچ توی ماشین بودیم. بعد از آنهم تا زندان باید 5 دقیقه داهپیمایی میکردیم.
در بند 1 و 8 زندانیان سیاسی مرد نگهداری میشوند. بند 9 بند زنان است.
او از سلول هایی گزارش میدهد که در چندین طبقه زیر زمین شاخته شده و رهبران راهپیمایی ها و کسانی را که بسیار مشکوک میباشند و یا از آنها اعلامیه گرفته اند, به آنجا در سلول انفرادی میبرند. او از حدود 6000 زندانی سیاسی ( در آنموقع) گزارش میدهد. زندابانان در زندان اوین بسیار خشن هستند و زندانیان را با همه جور فحش رکیک و ناموسی بمباران میکنند.
جاسوسی از زندانیان:
در زندان اوین, به اصطلاح زندانیانی هستند که در بین زندانیان دیگر میگردند و صحبت سیاسی میکنند و میخواهند آنها را تخلیه سیاسی کنند. از یک پیر مردی تعریف میکند که دائما بین زندانیها صحبت سیاسی میکرد و سعی میکرد سر صحبت را با زندانیان باز کند...
شهرام جزایری:
در پایین دره ای در زندان اوین چندین ویلای و چندین آپارتمان شیک 4-5 طبقه وجود دارد. شهرام جزایری در یکی از این سوئیت ها به اصطلاح زندانی است. وی هر روز ساعت 12 شب با ماشین شخصی مدل بالا وارد محوطه زندان میشود و حدود ساعت 4 صبح مجددا با ماشین خود از زندان اوین خارج میشود.
نور چشمی ها:
او گزارش میدهد که در این سوئیت های شیک که در پایین دره قرار دارند تعدادی از نور چشمی ها هم که به اصطلاح زندانی هستند, زندگی میکنند. آنها آزادی کامل دارند که هر موقع که دلشان خواست به خارج زندان بروند. (او از مرتضی رفیق دوست صحبت نمیکند ولی من اینجا بی اختیار به یاد جناب آقای مرتضی رفیق دوست میافتم)
وکیل بندها:او تعریف میکند که وکیل بندها (وکیل بندها به مسئولین بند گفته میشود که اکثرا نامهای مستعار دارند) دوستهای خودرا که اکثرا از کارمندان عادی زندان بودند به بند سیاسی می آوردند تا سر به سر زندانی ها بگذارند این افراد که عموما از کارمندان عادی و به قول معروف هیچ کاره در زندان بودند خود را جای آدمهای مهم جا میزدند و از سر به سر گذاشتن زندانی ها لذت میبردند...
بازدید نماینده مجلس:
قرار بود یکی از نمایندگان مجلس به زندان بیاید تا با زندانیان مصاحبه کند. زندانبانان 10 – 15 نفر از زندانیان را جدا نموده و دقیقا به آنها گفته بودند که چه چیزی را باید تعریف کنند.و تعریف میکند که بند 1 را که تمیز تر از بند 8 است را خالی نموده بودند و زندانیان آنرا به بند 8 منتقل نموده بودند و بعد بند 1 را تمیز و مرتب نموده و به نماینده مجلس فقط بند 1 را نشان داده بودند و گفته بودند که ما فقط همین 10-15 نفر زندانی سیاسی را داریم...
او از بیدادگاهای جمهوری اسلامی تعریف میکند ومیگوید که در دادگاه به متهمان دستور داده میشود که پیراهنشان را
درآورند و قاضی شخصا آنها را بازرسی بدنی میکند... او تعریف میکند که زمانی که آنها را دستگیر کرده بودند در قرارگاه ... آنها را حتی در حضور عموم مردم و خانواده های دستگیر شدگان میزدند...
روشهای شکنجه:
چهار نفر در 2 متر مربع:
یکی از روشهای شکنجه اینست که چهار نفر را در یک سلول انفرادی به درازی 2 متر و عرض یک متر مربع برای مدت چندین شبانه روز زندانی میکنند. او تعریف میکند که خوابیدن در چنین سلولی تقریبا غیر ممکن است و زندانیان مجبورند مثلا به این صورت بخوابند که دوتای آنها بیدار باشند و در حال ایستادن تا جای کافی برای خوابیدن دو زندانی دیگر باشد و بعد جای خود را عوض کنند. او تعریف میکند که یا نور لامپ در تمام شبانه روز روشن است و یا در تمام شبانه روز خاموش...
آویزان کردن از پاها:در اوین یک ساختمان وجود دارد که پله میخورد و سه طبقه به زیر زمین میرود: در یک اتاق حدودا 6 متری که دیوار و کف آن از مرمر بود زندانیان را از یک حلقه دایره مانند از پاها آویزان میکردند و با باتوم و لگد میزدند... هنگام کتک خوردن زندانی شروع به تاب خوردن میکند و در اثر تاب خوردن آدم این احساس را پیدا میکرد که زانوها در حال شکسته شدن هستند... . او گزارش میدهد که بدترین چیز این نوع شکنجه, باتوم و یا لگدها نیست بلکه فشار بسیار زیادی است که طناب به پاها وارد میکند و البته به علت کله پا بودن پس از مدت کوتاهی این احساس به آدم دست میدهد که کله آدم در حال ترکیدن است. وی میگوید که زندانیانی که به این طریق شکنجه میشوند گاه تا چندین هفته قادر به راه رفتن نیستند.
به یاد بازدیدم از از اردوگاه داخائو در جنوب آلمان با اتاق های شکنجه و کوره های آدم سوزیش میافتم که الان تبدیل به موزه شده... همانند این حلقه را در این اردوگاه هم میتوان دید. هیتلر هم با همین روش شکنجه میکرد... در حیاط این موزه به چند زبان نوشته شده: دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. به امید روزی که ما هم در ایران خودمان در "موزه اوین" همچنین تابلویی نصب کنیم...
شکنجه با برق: او از وصل کردن برق به زندانیان گزارش میدهد. در جواب من در مورد میزان ولتاژ آن جواب میدهد که از باقی زندانیان شنیده است که برق 110 ولت است. الکترود های برق به شکم زندانی وصل میشود و گاه برای مدت 1 الی 2 دقیقه جریان برق برقرار میشود. تعداد زیادی از زندانیان در طی این شکنجه بیهوش میشوند. او گزارش میکند که فرد شکنجه شونده احساس سرگیجه و ضعف شدید میکند و چشمهای وی سیاهی میروند. به دخترهای زندانی این الکترودها به نوک سینه ها هم وصل میشود... او تعریف میکند که اول برق وصل میکنند و پس از آنکه زندانی بیهوش شد او را سیلی میزنند تا او دوباره سرحال بیاید و بعد بر روی او یک سطل آب میریزند... بعد از مدتی که او دوباره خشک شد و سرحال آمد دوباره ادامه میدهند...
شکنجه با قطره آب: نوع دیگر شکنجه آنست که زندانی را لخت مادرزاد میکنند و وی را بر روی سنگ مرمر مخوابانند ودست و پای وی را میبندند و بعد برای ساعتها قطره قطره آب بر روی پیشانی زندانی میریزند.این در حالی است که اتاق شکنجه در تاریکی محض فرو رفته است. او تعریف میکند که به نظر او این یکی از بدترین نوع شکنجه هاست...
آویزان کردن وزنه از بیضه های زندانی:او گزارش میدهد که زندانی را روی یک صندلی مخصوص مینشانند و یک آفتابه خالی را به بیضه های زندانی میبندند
طوری که آفتابه به صورت معلق و با فاصله 10 الی 15 سانتیمتر تا زمین باشد. بعد در داخل این آفتابه قطره قطره آب میریزند و در حالی که آفتابه هر لحظه سنگینتر میشود و فشار بر بیضه ها بیشتر, از وی اعتراف میگیرند. او میگوید که در این حالت انسان به قتل دهها نفر و زنا با خواهر و مادر خودش هم اعتراف میکند و به عبارتی هر چیزی را که شکنجه دهنده بدان مایل است, زندانی به آن اعتراف میکند. یعنی اگر کسی اعتراف نکند این کار را تا زمانی ادامه میدهند که آفتابه به زمین بچسبد.
لطفا توجه داشته باشید که حتی بازگو کردن این مسائل باعث شده بود که عرق شرم بر روی پیشانی این دوست بنده بنشیند... من هم به نوبه خودم از خوانندگان گرامی معذرت میخواهم.
بازهم شکنجه با آب:زندانی را به صورت لخت مادرزاد در یک سلول مخصوص که کاملا تاریک است و زمین و دیوار آن با سنگ مرمر پوشیده شده قرار میدهند و هر چند دقیقه یکبار یک سطل آب سرد به روی او میریزند...
جنگ روانی:یکی دیگر از روشهای شکنجه اینست که نام زندانی ها را میخوانند و آنها را جدا کرده و 3 -4 ساعت در محوطه زندان زیر آفتاب نگهداری میکنند و به آنها میگویند که میخواهند آزادشان کنند و اینکه باید وسایلشان را جمع کنند. بعد آنها را تا دم در زندان میبرند و سپس مجددا بر میگردانند...
تجاوز به دختران:بند 9 متعلق به زنان است و صدای آنان را از بند 1 و 8 که بند زندانیان سیاسی (مردان) است میتوان شنید. او گزارش میکند که در این بند به دخترها تجاوز میشد و صدای آنها را میتوان شنید. مردان زندانبان دختران را در این بند به بهانه گرفتن اعتراف لخت میکردند و کتک میزدند و ...
بی خوابی دادن به زندانی:یک دست زندانی را با دستبند به یک حلقه میبندند به صورتی مجبور باشد تمام مدت بایستد و او را گاه برای چندین روز به این حالت نگه میدارند. زندانی به هیچ وجه قادر به خوابیدن نیست و به محض خوابیدن کلیه وزن او بر روی مچ دستش میافتد. گاه اتفاق میافتد که زندانی در اثر خستگی مفرط به خواب میرود در حالی که از مچ دستش خون جاریست...
نمونه دیگری از گرفتن اعتراف قلابی و پرونده سازی:دختری را با را با یک پسر غریبه در یک اتاق تاریک انداخته اند و پس از آن از هر دوتای آنها را مجبور کرده بودند که اعتراف کنند با هم رابطه جنسی داشته اند...
پس از شنیدن این روش کثیف ناخودآگاه به یاد سیامک پورزند میافتم و که زن میانسالی که دوست خواهرش بوده و این زن را مجبور کرده بودند که اعتراف کند که با سیامک پورزند رابطه جنسی داشته است و پس از گرفتن اعتراف برای آنکه صدایش بعدا در نیاید, زن بیچاره را در یک دادگاه نمایشی به سنگسار محکوم کرده بودند و حتی او را کفن پوشانیده اند و در حیاط زندان صحنه سنگسار را هم آماده کرده بودند. تا بالاخره یک حاج آقا (به ظاهر) پا در میانی میکند تا او را سنگسار نکنند به شرطی که به هیچ کس این جریانات را تعریف نکند....
در پایان این گزارش یادآوری میکنم که احتمالا خیلی از کسانی که در زندانهای جمهوری به اصطلاح اسلامی بوده اند احتمالا خواهند گفت که آنها شکنجه های بسیار خشن تر و بدتری را متحمل شده اند. من در اینجا سعی نموده ام که امانت در گفتار را رعایت کنم و گزارش این فرد زندانی را همانطور که او تعریف کرده بنگارم. از همه کسانی که در زندان به روشهای وحشیانه و غیر انسانی شکنجه شده اند ملتمسانه تقاضا میکنم که خاطرات خود را به نگارش در آورند و در اختیار عموم بگذارند تا چهره کریه حکومت اسلامی بیش از پیش بر همگان آشکار شود... از کسانی که به آنها تجاوز جنسی شده تقاضا میکنم که حتی به صورت گمنام هم که شده این کثافتکاریها را منتشر کنند تا حداقل بقیه مردم ایران و به خصوص مذهبی ها بدانند که در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد.
استفاده از این مقاله و یا قسمتی از آن در همه سایتهای اینترنتی, روزنامه ها و سایر رسانه های گروهی مجاز است.
روز شنبه گذشته، بنا به ارجاع رئيس جمهور و دعوت هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي که من هنوز عضو آن هستم از وبلاگنويسان غير پيشمان دعوت کرده بود که گزارشي از وضعيت رفتار در زندان و ادعاهايي که مي شود ارائه نمايند. حنيف مزروعي، قريشي، فرشته قاضي، نادر پور و محبوبه ملاقلي آمده بودند. چند نکته مهم و غير قابل توجيهي ارائه کردند که مهمترين آنها عبارتند از:
1- ادعاي شکنجه فيزيکي. مشت و لگد زدند، از پشت سرم را به نيمکت کوبيد که بيني تازه جراحي شده خونريزي کرد و بعد معلوم شد شکسته شده، مشت مي زدند، ماهها در سلول انفرادي بوديم و از اين حرفها...
2- سوال سنتي روابط جنسي . اسامي دوستان دختر و يا پسر را بنويس. روابط نا مشروعت را بگو. فلان دختر يا فلان پسر چه رابطه اي با تو داشتند، چند بار مورد تجاوز قرار گرفته اي يا تجاوز کرده اي و از همه وحشتناکتر: اسم 6 نفر از افراد سرشناس سياسي اصلاح طلب را در اختيار يکي از خانمها قرار دادند و اينکه بنويسد با آنها رابطه نا مشروع داشته است. وقتي هم که انکار مي کردند، يکي دو تا از افراد بريده را پيش آنها مي آوردند که ما خودمان با ايشان روابط نامشروع داشتيم!
3- ادعا مي کردند: مديريت بازجويي توسط يکي از وبلاگنويسان ناراضي قبلي بوده است. چند نفري هم که بعداً توبه نامه نوشتند، از فشار کمتري برخوردار بودند و به نوعي به رفع کمبودهاي اطلاعات فني بازجويان اقدام مي کردند. اينها نشانه آنست که آدمهاي ضعيف نبايد در کار سياست مورد اعتماد قرار گيرند. گرچه بازهم وضع آنان را مي توان درک کرد و نمي توان آنان را مورد ملامت قطعي دانست.
4- مخالفت با تعيين وکيل و ناديده گرفتن حقوق قانوني نيز از ادعاهاي ديگر بود.
5- عدم اطلاع کامل فني از مسائل اينترنت يکي ديگر از مشکلاتي بود که آنان ادعا مي کردند.
6- تلاش براي گرفتن توبه نامه و ارائه محورهاي ندامت که همان محورهاي مقاله عنکبوتي بود و اعلام اينکه اينها را در فلان روزنامه چاپ خواهيم کرد و آزاد خواهيد شد يکي ديگر از ادعاهاي آنان بود که بعضي از آنها تسليم اين ماجرا شدند و اينها که آمده بودند تسليم نشده بودند.
7- تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي و بعضاً سياسي يکي ديگر از مواردي بود که مي گفتند. در همه اين موارد پاي ثابت کساني که از همه خواسته اند عليه شان مطلب بنويسند، در حوزه سياست و اخلاق و فني، من و مصطفي تاج زاده بوديم.
و حرفهاي ديگري که بعضاً قابل نقل نيستند.
پس از شنيدن نزديک به سه ساعت حرفهاي آنان، اعضاي کميته افسرده، نگران و بعضاً گريان و نا اميد از اينکه بتوانند کاري کنند تصميماتي گرفتند که حتماً اعلام خواهند کرد. اينها يک مجموعه ادعاست که در آن جلسه مطرح شد. از رئيس جلسه پرسيدم که اينها را که تصويب نکرديد نقل نشود؟ گفت نه، ولي خدا کند دروغ باشد. اگر راست باشد جواب خدا، مردم و تاريخ چه خواهد بود؟
دانشمندان باستان شناس و اعضای سازمان ملل از اقدام ایرانیان در ساخت سد سیوند شک زده شده اند
در حالی كه بخشهایی از بیش از یكصد مركز باستانی ایران ازجمله بنای پاسارگارد، شهری كه از سوی كوروش كبیر ساخته شده است، طی دو سال آتی توسط سیلابهای پشت سدها ویران میشوند، سازمان ملل از دانشمندان بینالمللی خواسته است تا آنجا كه میتوانند بر تلاش خود برای ثبت مراكز باستانی ایران بیفزایند.
به گزارش ایسنا روزنامهی گاردین با بیان این مطلب نوشت: در اثر ساخت یك سد در تنگهی بلاقی، جادهی باشكوه ایران باستان كه از تخت جمشید تا پاسارگاد امتداد دارد، ویران خواهد شد.
سد مذكور كه “سیوند” نامگذاری شده است به عنوان یك طرح ۱۰ ساله برای آب رسانی به زمینهای كشاورزان واقع در جنوب ایران برنامه ریزی شده است.
سرعت ساخت این سدها و میزان خرابیای كه به بار خواهند آورد، دانشمندان و اعضای سازمان ملل را شكزده كرده است.
باستان شناسان ایرانی در این تنگه ۱۲۹ مركز باستانی را معین كردهاند كه شامل كشفیات متعلق به دوران پیش از تاریخ تا آثار بهجا مانده از دوران سلطنت قاجارها است كه در سال ۱۹۲۵ منقرض شدهاند.
وسعت این جادهی سنگ فرش قبلا كشف شده است؛ اما غارها، مسیرهای باستانی، تپههای ویژهی دفن مردهها، كانالها و سایر مراكزی كه تاكنون كشف نشدهاند نیز در این سیل از بین خواهند رفت.
این در حالی است كه تاریخ نشان میدهد یك مسیر زیرزمینی نیز ویژه عبور پادشاه وجود داشته است كه هنوز كشف نشده است.
یونسكو در این باره اعلام كرد امیدوار است كاخها، باغها و معبد پایه گذار دوران سلطنتی هخامنشیان در مركز باستانی پاسارگاد احیا شود.
شهر مذكور كه سال گذشته در لیست میراث فرهنگی جهانی یونسكو قرار گرفت، كمتر از سه مایل تا انتهای این تنگه فاصله دارد. این مركز امروزه از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چرا كه عدهای معتقدند مركز مذكور پایتخت اولین امپراتور آسیایی بوده است كه به گوناگونی فرهنگی مردمش احترام میگذارده است.
یونسكو و ایران از باستان شناسان بینالمللی خواستهاند، برای نجات این مركز وارد عمل شوند.
طبق این درخواست انتظار میرود تا ماه آینده هشت تیم از باستان شناسان ایرانی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیا، ژاپنی، لهستانی و سایر ملیتها در ایران گردهم آیند.
یكی از اعضای یونسكو در این باره گفت: این تیم تنها قادر است تحقیقات اولیه را انجام دهد این نكته جای تاسف دارد اما با این وجود این كار باید خیلی سریع صورت گیرد.
محم حسن طالبیان ـ مدیر ایرانی تیم نجات آثار باستانی منطقه ـ نیز گفت: این مراكز گنجینهی باارزشی از اطلاعات مربوط به گذشتهی ایران را در بطن خود دارند.
وی افزود: ما نمیتوانیم بگوییم طرحهای سد را اجرا نكنید، بلكه تنها میتوانیم پروسه ساخت و ساز را به تعویق بیاندازیم.
این باستان شناس گفت: قرار بود این سد فروردین ماه افتتاح شود؛ اما وزارت انرژی افتتاح آن را تا اوایل سال ۲۰۰۶ به تاخیر انداخته است تا باستان شناسان وقت بیشتری برای بررسی این مركز داشته باشند.
از سوی دیگر طبق گزارش یونسكو ۳۵ مركز از ۷۸۸ مركز باستانی جهانی یونسكو به طور رسمی در لیست مراكز در خطر قرار گرفتهاند
|
|