|
فکر آزاد
|
||
|
مادر سادات زهراست ای بخیل تشنگی قدرت است این قال و قیل مهدی زهرا پناه میر ماست رنگ سبز مرهمی بر درد |
آیتالله جوادی عاملی کودتاگران را بیعرضه و مستحق جهنم خواند!
14 آبان 1388
موج سبز آزادی :به گزارش سایت الف به نقل از مرکز خبر حوزه، معظمله در دیدار رییس سازمان امور مالیاتی کشور افزودند: فرهنگ مردم را اعتقاد آنان میسازد و نگهبان اعتقاد مردم، اقتصاد است، توقع نداشته باشید که همه مثل سلمان و اباذر و کسانی که در شعب ابیطالب (ع) بودند، باشند.
ایشان با بیان اینکه کسانی که از سلطنت شکم بیرون نیامدهاند هرگز نمیتوانند با استکبار مبارزه کنند، ادامه دادند: به برکت رهبری امام (ره)و خونهای پاک شهدا، اعتقاد جای اقتصاد را در میان مردم گرفت، اما اگر خدای نکرده مردم فشار اقتصادی ببینند، در دینداری آنان مشکل ایجاد میشود.
حضرت آیتالله جوادیآملی اظهار داشتند: با آرزو و آرمان و توقع نمیشود کشور را اداره کرد، اگر میخواهیم کشور را اداره کنیم باید دید در چه فضا و فازی زندگی میکنیم، کسی که زمان و زمینش را نشناسد، مدیر نیست. اگر کسی سنگی به بدنش زدند دردی احساس نکرد معلوم است که یا خواب است یا حسی نسبت به درد ندارد، حال اگر چند کارگر را اخراج کردند، ما نیز باید این درد را حس کنیم.
حضرت آیتالله جوادیآملی بیان اینکه این کپرنشینیان و کارگران پارهتن ما هستند، اظهار داشتند: بعضی از کارگران که حقوقی کمتر از 300 هزار تومان داشتهاند اخراج شدهاند و اینها توان پرداخت اقساط وامهای دریافتی را ندارد، چگونه میتوانند، مالیات بدهند.
ایشان افزودند: سرمایه عظیمی به نام نفت در داخل کشور است، اگر روزی به جایی برسیم که نفت بفروشیم و کشور را اداره کنیم، ورشکست میشویم. در این صورت نسل بعد همه نفرینها را متوجه ما میکند که چرا شما سرمایه را فروختید، مگر آدم عاقل نفت میفروشد تا کشور را اداره کند.
حضرت آیتالله جوادیآملی با بیان اینکه با نفت به عنوان سرمایه نمیشود کشور را اداره کرد، اظهار داشتند: یک وقت نفت فروخته می شود تا کارخانه ایجاد گردد و سدی ساخته و انرژی تولید شود، این تبدیل سرمایه به سرمایه است، اما اگر نفت فروخته شود و در قبال آن برنج و موز و ... وارد گردد، این تبدیل سرمایه به درآمد است.
ایشان افزودند: آدم عاقلی که سرمایهای مثل خاک و آب دارد اگر از کشور دیگر مواد غذایی وارد کند، معلوم میشود بیعرضه است.
حضرت آیتالله جوادیآملی در نقد بحران مدیریت دولت کودتا و با بیان اینکه به اندازه کافی آب و خاک داریم، اما مدیریت می خواهد، اظهار داشتند: جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست برای آدم بیعرضه هم هست.
ایشان خطاب به رییس سازمان امور مالیاتی کشور گفتند: بروید واردات و صادرات را در گمرگها مقایسه کنید، شناسنامه ما در گمرگ است اینکه ما از صادرات خبر میدهیم، اما از واردات هیچ نمیگوییم، کار درستی نیست.
مجسمه استبداد با یک تکان کوچک می ریزد
شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۸
محسن مخملباف،در مصاحبه با حنا مخملباف ابتدا ناگفته های جنبش سبز را باز گو کرد و در بخش دوم از اینکه در ستاد کودتا چه گذشت.بخش سوم و پایانی این مصاحبه به بررسی وضعیت نیروهای سیاسی و اجتماعی امروز ایران،مطالبات زنان،عواقب حمله آمریکا به ایران،تحریم ها و ...اختصاص دارد.
زن ها در جنبش سبز فعال اند. مطالبات جنبش زنان چیست؟
اول- منزلت خواهی، درجه یک بودن.
دوم- مشارکت در قدرت.
سوم- امکان فعالیت اقتصادی. به زن ها در 30 سال جمهوری اسلامی دو برابر بیشتر از مردان ظلم شده است. اول توسط مردان. دوم توسط قوانین مردسالارانه نظام.
مشهور است که خارجی ها می گویند ایرانی ها دو اشکال دارند. اول دلمردگی جامعه که این دلمردگی را جنبش سبز حل کرد. دوم اختلاف شدید در اپوزیسیون. یکی از محاسن جنبش سبز این بود که تا حد زیادی دوباره ایرانی ها را دور هم جمع کرد. اما باز هم خطر این وجود دارد که بر سر نحوه مبارزه با استبداد اختلافات جدیدی بروز کند یا اختلافات گذشته سر راه آینده قرار بگیرد؟
به نظر من یک اصل طلایی وجود دارد که اگر رعایت شود مانع از اختلاف می شود:به استبداد حمله کنیم و نه به همدیگر. تصور کن استبداد مجسمه ای است میان یک میدان که هر گروهی از اطراف میدان دارد به سوی آن سنگ پرتاب می کند. هر کس باید مواظب باشد که نشانه گیری اش دقیق باشد و استبداد را بزند و بر سر همدیگر سنگ نزنند.
فکر کنیم که در میان ما کسانی هستند که می خواهند این مجسمه استبداد را از دستش بشکنند. کسانی هستند که می خواهند آن را از سرش بشکنند و کسانی که می خواهند آن را از پایش برکنند. بسیار خب، هر کس از هرجایش که دوست دارد می تواند شروع کند. اما اگر به جای شکستن آن شروع کنیم بر سر نحوه شکستن یا جای شکستن بحث کنیم اختلافات شروع می شود.
در بین ایرانیان کسانی هستند که می خواهند احمدی نژاد سقوط کند. کسانی می خواهند خامنه ای سقوط کند. و کسانی می خواهند که نظام استبدادی سقوط کند. بیایید بی بحث، همه آنچه را که می خواهیم و می توانیم سقوط دهیم و وقت را بر سر نقد هم هدر ندهیم. اگر همه ما یک تکان کوچک به استبداد بدهیم بالاخره این مجسمه می ریزد.
|
|